کلیدواژه ‘سیدحمید روحانی’

مخالفان شریعتی؛ از سنتی تا مدرن

روزنامه اعتماد / روزهای ۲۷ تا ۳۰ خرداد ۹۵

در آستانه سالگرد مرحوم دکتر علی شریعتی قرار داریم. نسل ما به‌شدت تحت تاثیر این اندیشمند و آثارش قرار دارد و سوق یافتن خود به سوی اسلام و پیوستنش به انقلاب را مدیون او می‌داند. مطابق یک گزارش تاریخی از حزب جمهوری اسلامی، اکثر کسانی که به این حزب پیوستند اعلام کردند که با خواندن آثار مرحوم شریعتی به سوی مبارزه و انقلاب روی آوردند و تاثیر دیگر متفکران مسلمان در این زمینه یا زیاد نبود یا وسعت نداشت. همین تاثیر را باید در دیگر کشورهای مسلمان هم پی گرفت به گونه‌ای که در بسیاری از کشورهای مسلمان مانند مصر، ترکیه، افغانستان و… و برای چند دهه، آثار مرحوم شریعتی از پرتیراژترین کتاب‌هایی بود که مطالعه می‌شد و اثر می‌گذاشت.

11679_369

درباره دکتر شریعتی و آثارش همیشه اختلاف‌نظر وجود داشته و دارد و بعید است که بشود موافقان و مخالفان وی را در زمانی به تفاهم رساند. این اختلاف دیدگاه در زمان حیات خودش آغاز شد و در همان سال‌ها هم نقادی آثار وی جریان داشت. در سال‌های بعد از انقلاب هم طیف‌های تازه‌ای به منتقدان وی اضافه شدند و البته حامیان و طرفداران وی نیز اقدام به پاسخگویی کردند. در این یکی دو روز سعی دارم نگاهی بیندازم به برخی از مخالفان شریعتی از همان آغاز کارش تاکنون. هر چند روشن است که در ستون یک روزنامه نمی‌توان حق مطلب را در این زمینه به‌خوبی ادا کرد.

Share and Enjoy

بازخوانی یک‌پرونده جنجالی: داستان ساواکی‌کردن دکترشریعتی

اشاره: نوشته زیر در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۸۴ به مناسبت سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی در سایت بازتاب منتشر شد. بهانه نگارش و مضمون مباحث با مطالعه عین مقاله دستگیر خوانندگان گرامی خواهد شد.

در سال ۷۲ جلد سوم کتاب «نهضت امام خمینی» به قلم «سید حمید روحانی» منتشر شد که بخشی از آن به افشای اسنادی از شریعتی در ساواک مربوط می شد. نویسنده مدعی بود که شریعتی ساواکی است و با خط و ربط ساواک برای مبارزه با روحانیت عمل کرده است. در همان زمان سلسله مقالاتی را در دفاع از شریعتی با عنوان «بار دیگر شریعتی» در «کیهان» منتشر کردم که در معرفی شریعتی بود و از جمله در چند قسمت به نقد کتاب سید حمید روحانی اختصاص داشت. البته در آن زمان برخی از آقایان از جمله «حسین شریعتمداری» که در آن زمان هنوز مسئولیت مؤسسه کیهان را بر دوش نداشت، با این سیاست روزنامه کیهان مخالفت می‌کردند و نقد کتاب فوق را با توجه به حکم امام به سیدحمید روحانی برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی نمی‌پسندیدند، ضمن آن که با نظر وی درباره مرحوم شریعتی هم موافق نبودند. سرانجام با فشار همین دست از آقایان و از جمله برخی از وابستگان به یک دفتر، ادامه انتشار آن مقالات متوقف شد. در آذرماه ۷۲ در کیهان فرهنگی به صورت مستقل مقاله ای را منتشر کردم که چنین عنوانی را داشت: «این تاریخ ما نیست» و در نقد همان کتاب آقای روحانی بود.

Share and Enjoy