نسخه چاپی نسخه چاپی

انتشار نامه امام(ره) و چند نکته قابل تامل

اشاره: این یادداشت در سال ۸۵ به دنبال انتشار نامه محرمانه امام خمینی در باره دلایل قبول قطعنامه ۵۹۸ نوشته شد و احتمالا در روزنامه جام‌جم انتشار یافت.

مباحثات ضمنی میان آقایان هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی درباره وضعیت پایان یافتن جنگ در سال ۶۷، از یکی دو سال قبل آغاز شد اما امسال به یک حادثه تازه انجامید و آن انتشار نامه محرمانه حضرت امام (ره) به مسوولان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.

در این نامه، حضرت امام به صورت صریح، شرایط جنگ را به روایت مسوولان نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور تشریح می‌کند و این همه را دلایل و زمینه پایان دادن به جنگ و قبول قطعنامه قرار می‌دهد. نگاهی به محتوای نامه نشان می‌دهد که حضرت امام با تکیه بر نظر کارشناسانه مسوولان، جمع بندی و نتیجه گیری کرده و هر چند تلخ و ناگوار، اما برای تامین مصالح بزرگتر، تن به قبول قطعنامه‌ای داده که تا پیش از این، از قبول آن سر باز می‌زده است.

در عین حال این نامه نشان می‌دهد، پیش از امام خمینی(ره)، برخی مسوولان از سیاست ادامه جنگ بازگشته بودند و اگر کسانی چون فرمانده سپاه، بر ادامه جنگ اصرار داشتند، آن را به تامین مایحتاجی منوط کرده بودند که در آن شرایط دسترسی به آنها، ناشدنی بود و بنابراین به قول امام، تاکید بر این که باز هم باید جنگید، شعاری بیش نبود.

انتشار این نامه در این شرایط، پرسشهایی را در اذهان متبادر می‌کند که عمدتا متوجه دو طرف این مباحثه یکی دو ساله درباره نحوه و دلایل پایان جنگ است :

اول- اصرار برخی دوستان برای این که سیاستمداران و نه نظامیان را مقصر در نحوه پایان جنگ معرفی کند، چندان قابل فهم نیست. جنگ هم دارای ابعاد سیاسی است و هم جنبه‌های عملیاتی و نظامی دارد و طبیعی است که اجرای عملیات نظامی در غالب شرایط، در چارچوب استراتژی تعیین شده از سوی سیاستمداران صورت می‌گیرد و این گونه نیست که نظامیان برای سیاستمداران استراتژی تعیین کنند. در دوران جنگ و دفاع مقدس، استراتژی حاکم با تعامل میان سیاسیون و نظامیون در کنار رهبری نظام تعیین می‌شد و همین، نقطه قوت و قابل دفاع در ساختار تصمیم گیری دفاع مقدس بود.

دوم- این ادعا که جمهوری اسلامی می‌توانست به جای استراتژی پیروزی محدود، به فکر استراتژی پیروزی تمام عیار در جنگ باشد هم چندان قابل قبول نمی‌نماید. وقتی ما در بسیاری از عملیات‌های نظامی به دلیل کمبود امکانات و تجهیزات، پیروزی‌های محدود را هم با دشواری به دست می‌آوردیم و در برخی از آنها هم شکست را پذیرا می‌شدیم، چگونه می‌توانستیم برای پیروزی تمام عیار یعنی شکست کامل ارتش عراق و گرفتن بغداد و مجازات صدام، امکانات و نیروی انسانی تدارک و بسیج کنیم؟ قابل قبول نیست که پیروزی کامل در دسترس بوده باشد اما سیاسیون آن را نخواسته باشند. استدلال مسوولان و مدیران در این زمینه پذیرفتنی‌تر بود، همان گونه که مورد پذیرش امام خمینی(ره) هم قرار گرفته بود.

سوم- تحلیل سپاه و فرمانده آن از شرایط جنگ و امکانات مورد نیاز برای رسیدن به پیروزی، ظاهرا به درخواست آقای هاشمی رفسنجانی یعنی جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح نوشته شده و این گونه نیست که محسن رضایی این گزارش را برای امام نگاشته و ایشان را به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ترغیب کرده باشد. همه این گزارش‌ها از طریق آقای هاشمی در اختیار حضرت امام قرار گرفت که امری طبیعی بود.

چهارم- انتشار نامه حضرت امام که تاکنون محرمانه یا سری تلقی می‌شد این پرسش مهم را مطرح می‌کند که مرجع قانونی انتشار این گونه مدارک و اسناد تاریخی کیست و کجاست؟ آیا هر کسی که به این اسناد دسترسی دارد و انتشار آنها را به مصلحت خود می‌داند، مجاز به انجام این کار است؟ به نظر می‌رسد آقای هاشمی رفسنجانی و دفتر ایشان در این زمینه می‌توانستند بهتر عمل کنند.

پنجم– موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به عنوان متولی اصلی انتشار این گونه اسناد، باید در این زمینه پیشگام شود و با مشورت نهادهای سیاسی و امنیتی، به بازبینی اسناد منتشر نشده حضرت امام، اقدام کرده، بتدریج به نشر این گونه اسناد مبادرت کند. این امر چون با بررسی همه جوانب قضیه صورت می‌گیرد، بی نقص تر است و اشکالاتی از نوع آنچه در جریان انتشار همین نامه ایجاد شده، پیش نخواهد آمد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر