نسخه چاپی نسخه چاپی

مذاکره ایران و آمریکا و پرسشهای قابل تامل

اشاره: در سال ۸۴ و ۸۵ مذاکره میان مقامات ایران و آمریکا بر سر امنیت عراق در دستور کار قرار گرفت. این نوشته در همان مقطع و پیش از برگزاری رسمی مذاکرات، در سایت فردا منتشر شد.

هرچند مذاکره میان ایران و آمریکا بر سر برخی موضوعات اختلافی بارها مطرح و بعضا با واسطه کشورهای دیگر یا به صورت پنهانی و کاملا غیررسمی، عملی هم شد اما ظاهرا این نخستین بار است که انجام مذاکره به صورت علنی از سوی مسئولان دو کشور مورد پذیرش قرار گرفته است و احتمال دارد که در آینده‌ای نه چندان دور، مسئولان دو کشور بر سر یک میز بنشینند و برخی از مسائل مورد اختلاف را به بحث و گفتگو بگذارند. در این باره نظرات متفاوتی تاکنون مطرح شده و برخی از موافقان، از دستاوردهای این گفتگو سخن گفته‌اند و برخی نیز کاملا آن را محکوم کرده و حاصل آن را باخت قطعی ایران دانسته‌اند. برای رسیدن به یک نظر همه‌جانبه و دقیق، در این نوشته برآنیم تا ابتدا به طرح پرسشهایی مبادرت و فهم شرایط را آسانتر کنیم و سپس به بیان دیدگاه خود بپردازیم.

الف پیشنهاد دهنده مذاکره کیست؟

اولین پرسش قابل تامل، این است که کدام کشور خواستار مذاکره ایران و آمریکا در این مقطع شده است؟

اولین احتمال این است که آمریکا برای حل مشکلات خود در عراق و دستکم کاهش فشارهایی که در این کشور به نیروهای آمریکایی وارد می‌شود، قصد مذاکره با ایران را دارد. از نظر آمریکاییان، این مذاکرات باید در پیرامون همکاری جمهوری اسلامی با سیاستهای آمریکا در عراق صورت گیرد و در واقع به محدود کردن تاثیر ایران بر سیاست و گروههای سیاسی عراق بینجامد. همچنین با آغاز مذاکره میان ایران و آمریکا، اسطوره سازش ناپذیری انقلاب اسلامی در منظر طرفداران ایران اسلامی می‌شکند و بدون آن که چیزی نصیب ایران شود، جایگاه جهانی خود را از دست می‌دهد. همچنین به خاطر مشکلاتی که ایران در سطح آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای دارد، مجبور است در قبال عراق و مسائل آن کوتاه بیاید و در واقع، روند تثبیت موقعیت آمریکا در آینده عراق، تسهیل می‌شود.

احتمال دوم این است که این پیشنهاد همانگونه که اعلام شده است، از سوی علاقه مندان به انقلاب اسلامی در عراق از جمله مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق مطرح شده باشد. اگر چنین باشد، هدف این دست از مسئولان عراقی این است که هرچه زودتر به تشکیل یک دولت مورد تفاهم برسند و رقابت دو کشور اصلی تاثیرگذار بر اوضاع عراق، کم شود و با ایجاد همکاری میان این دو کشور متخاصم دستکم در مورد عراق، وضع این کشور هرچه زودتر به سامان شود. واقعیت این است که این دست از عراقیها، هم با ایران روابط خوبی دارند و هم خود را مجبور به همکاری با آمریکا می‌دانند و به همین دلیل، در صدد حل اختلافات میان ایران و آمریکا دستکم در این مقطع هستند.

احتمال سوم این است که ایران طراح این مذاکره باشد. اگر این فرضیه صحیح باشد جمهوری اسلامی درصدد بهره گیری از مشکلات آمریکا در عراق است یعنی ضمن مذاکره با این کشور، وعده کم کردن این مشکلات را با استفاده از نفوذ معنوی خود در عراق می‌دهد و در مقابل انتظار دارد که آمریکا نیز برای حل مشکلاتی که خود برای ایران ایجاد کرده است – از جمله مسئله انرژی هسته‌ای – گام‌هایی بردارد. در واقع اگر پیشنهاد مذاکره از سوی ایران مطرح شده باشد، همان هدفی مدنظر است که در ماجرای مک فارلین مورد نظر بوده است.

ب موضوع مذاکره چیست؟

اگر پیشنهاد مذاکره واقعا و در خفا با آمریکا باشد، در آن صورت این کشور در صدد وادار کردن ایران به عدم مداخله در اوضاع داخلی عراق و استفاده نکردن از نفوذ سیاسی و معنوی خود در این کشور است. سیاستمداران کاخ سفید از سوی رقبای خود در این کشور تحت فشارند زیرا به گمان آنان، برنده واقعی برکناری صدام و تشکیل دولت جدید در عراق، جمهوری اسلامی ایران است که بدون از دست دادن هیچ نیرو و امکانی، به قدرت برتر منطقه‌ای تبدیل شده است و در کشور عراق نیز طرفدارانش در صدر قرار دارند. در مقابل، آمریکا در شرایط دشواری قرار گرفته و نفوذش در میان مردم عراق بسیار کم است و معلوم نیست که باقی ماندن ارتش آمریکا در عراق هم شدنی باشد. آمریکا در مذاکره احتمالی با ایران، موضوع را صرفا به بحث عراق محدود می‌کند و تنها در صورتی به سراغ موضوعات دیگر خواهد رفت که در قبال عراق، دستاورد قابل توجهی کسب کند. البته آمریکا امیدوار است که اسطوره سازش ناپذیری ایران اسلامی را بشکند و این امر با نفس مذاکره حاصل خواهد شد. بنابراین، آمریکا حتی اگر به کسب نتایج مطلوب از این مذاکره، زیاد امیدوار هم نباشد باز هم به مذاکره از موضع بالا با ایران روی خواهد آورد. اظهارات ضد و نقیض مقامات کاخ سفید نشان می‌دهد که آنان هم به اصل مذاکره با ایران، روی خوش نشان می‌دهند و هم با طرح برخی مسائل، درصدد القای این امر هستند که ایران مجبور به مذاکره است و نباید انتظار داشته باشد که چیزی بدست آورد.

اگر پیشنهاد مذاکره از سوی عراقیها مطرح شده باشد، در آن صورت باید موضوع مذاکره را محدود به عراق تصور کرد. در واقع آنان گرفتار مسائل روزمره خود هستند و بر این باورند که با همکاری آمریکا و ایران، ممکن است مسائل این کشور، بهتر و سریعتر حل و فصل شود. از نظر آنان، در صورت ایجاد تفاهم میان واشنگتن و تهران، آمریکاییان در انتقال قدرت به شیعیان عراق تردید نخواهند کرد و این در حالی است که اینک از به قدرت رسیدن شیعیان طرفدار ایران به شدت نگرانند. همچنین اگر میان آمریکا و ایران دستکم در مورد عراق، تفاهم ایجاد شود، می‌توان در مهار تروریسم و اقدامات مشکوک گروههای افراطی، موفقتر عمل کرد.

اگر پیشنهاد مذاکره از سوی ایران مطرح شده باشد، باید گفت که ایران درصدد کم کردن فشارهای جهانی است و از جمله می‌خواهد از فرصت پیش آمده در عراق برای حل مسائل مهم خود استفاده کند. با این حساب، ایران علاقه‌مند است که هم درباره عراق و انتقال آرام قدرت به نمایندگان ملت عراق صحبت کند، هم زمینه خروج ارتش اشغالگر از این کشور را فراهم سازد، هم آمریکائیان را برای کم کردن فشارهای وارده بر ایران در جریان انرژی هسته‌ای تشویق کند، هم موضوع منافقین در عراق را به میز مذاکره بکشاند و … و در واقع حل بسیاری از مسائل خود در منطقه و جهان را در این مذاکرات پی بگیرد.

ج دستاورد مذاکره چیست؟

کمترین دستاورد مذاکره برای آمریکا، نشاندن ایران بر سر میز مذاکره است. این امر هر چند برای ما در داخل کشور چندان پراهمیت به نظر نمی‌رسد اما در سطح جهانی و منطقه‌ای بسیار مهم است. ایران تاکنون از هر گونه همراهی با سیاست واشنگتن سر باز زده و مذاکره با این کشور را مردود اعلام کرده است. حال اگر در قبال عراق و برای حل مسائل آن کشور، وارد عرصه مذاکره شود، در واقع اشغال این کشور را به رسمیت شناخته و با آمریکا در حالی که یک اشغالگر به حساب می‌آید، گفتگو کرده است و این برای آمریکا، دستاورد بزرگی به حساب می‌آید. جز این مورد، به نظر نمی‌رسد که آمریکا بتواند در زمینه‌های دیگر، نتیجه‌ای از این مذاکرات بگیرد و بعید است که تغییر رفتار جمهوری اسلامی و همراه کردن ایران با سیاستهای جهانی و منطقه‌ای آمریکا، حاصل شود.

عراقیها نیز نباید چندان امیدی به حل شدن مسائل ایران و آمریکا در هیچ زمینه‌ای داشته باشند زیرا اختلافات ایران و آمریکا، ماهوی است و بر سر برخی مسائل جزئی حتی اگر توافقی هم وجود داشته باشد، همکاری جدی ایجاد نمی‌شود. آمریکا اگر قصد ماندن در عراق را داشته باشد، مورد اعتراض ایران قرار می‌گیرد و این برنامه‌ای است که ظاهرا در دستور کار مقامات آمریکایی قرار دارد. با این حساب حتی اگر برخی زمینه‌ها برای تفاهم میان ایران و آمریکا در حیطه عراق وجود داشته باشد، باز هم در حدی نیست که به تخلیه عراق از سوی اشغالگران و انتقال قدرت به مردم این کشور و از جمله شیعیان بینجامد. عراقیها از همکاری و حمایت ایران برخوردارند ولی آمریکا نمی‌خواهد صحنه عراق را بدون روی کار آوردن یک دولت طرفدار آمریکا ترک کند و این مسئله را فقط عراقیها با یک مبارزه سیاسی متحدانه و پیگیرانه می‌توانند حل کنند.

دستاورد جمهوری اسلامی در این مذاکره، می‌تواند در چند زمینه زیر قابل طرح باشد:

اولا می‌تواند به ایجاد اختلاف در سطح هیئت حاکمه آمریکا و جلوگیری از ایجاد تفاهم میان جناحهای حاکم بر این کشور در قبال ایران بینجامد. در واقع اگر احتمال موفقیت در مذاکره با ایران وجود داشته باشد، در آن صورت هیئت حاکمه آمریکا به آسانی علیه ما به راه حل نظامی متوسل نمی‌شود.

ثانیا باعث می‌شود که دیگر متحدان آمریکا از برخورد با ایران و همراهی با سیاستهای افراطی کاخ سفید خودداری کنند و حتی در مذاکره با جمهوری اسلامی و گسترش همکاری با ایران از دیگران سبقت بگیرند.

ثالثا ایران می‌تواند با طرح مسائل دیگری غیر از مسائل عراق، از جمله مسئله انرژی هسته‌ای، آمریکا را به سمت به رسمیت شناختن این حق قانونی ایران سوق دهد و دستکم از برخوردهای تند و عجولانه جلوگیری کند و زمینه‌های مساعدتری برای حل مشکل ما در آژانس بین‌المللی هسته‌ای فراهم آورد و از ارجاع پرونده به شورای امنیت جلوگیری کند. در این جریان، حتی اگر دستاورد مشخصی نصیب ایران نشود، دستکم «زمان» می‌خریم که ظاهرا سخت به آن نیاز داریم.

در دیگر زمینه‌ها یعنی حل شدن مسائل فیمابین ایران و آمریکا به صورت اساسی، هیج امیدی نمی‌توان به این گونه مذاکرات داشت. اختلافات جمهوری اسلامی و آمریکای سلطه‌جو، اساسی تر از این است که قابل حل باشد و بنابراین توسل به شیوه‌هایی چون مذاکره آن هم در باره یک کشور دیگر، هیچ کمکی به نزدیک کردن مواضع دو کشور ایران و آمریکا نخواهد کرد.

د چه باید کرد؟

به گمان ما رسیدن به اهداف چندگانه فوق، نیاز به ورود به عرصه مذاکره ندارد چون در این مذاکرات، حیثیت جمهوری اسلامی بر باد می‌رود بدون آنکه هیچگونه اتفاق مثبتی برای ایران بیفتد. بحث مذاکره از سوی هر کشوری مطرح شده باشد، دستاورد قابل توجهی را برای ایران در بر نخواهد داشت. اگر قرار باشد به سوی حل مسائل خودمان با آمریکا حرکت کنیم و از جمله مذاکره با این کشور را مجاز بدانیم، چرا از مسئله عراق آغاز کنیم؟

طرح مسئله مذاکره و استفاده از نتایج سیاسی آن در همین حد کفایت می‌کند ولی نباید وارد ماجرا شد و واقعا باب مذاکره با این کشور را گشود. آمریکا از تجربه مک فارلین آموخته است که مذاکره پنهانی نکند و به همین دلیل در صدد رسیدن به کمترین دستاورد ممکن یعنی مخدوش کردن چهره استکبارستیزی ایران از طریق مذاکره رسمی و علنی است. نباید به امید رسیدن به اهدافی موهوم، آمریکا را در رسیدن به این هدف یاری کرد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر