نسخه چاپی نسخه چاپی

بازنشر یک یادداشت قدیمی به خاطر اعتصاب غذای خانم «نرگس محمدی» در زندان

 ۲۳ تیرماه ۹۵

🔵 اشاره: سرکار خانم «نرگس محمدی» به خاطر اجازه تماس تلفنی نداشتن با فرزندانش در خارج کشور، در زندان دست به اعتصاب غذا زد. به دلایل محاکمه و زندانی بودن وی الان کاری ندارم که خودش جای تامل و بررسی دارد ولی اقدام زندانبانان وی در جلوگیری از تماس تلفنی‌اش با فرزندان را مصداق «له کردن مخالف» می‌دانم که روزگاری از سوی رهبری نفی شد. این یادداشت را در تاریخ یکشنبه ۱۵ خرداد ۹۰ بعد از سخنرانی رهبری در حرم امام نوشتم که اکنون آن را به خاطر حمایت از درخواست مشروع، قانونی و انسانی و حق اولیه خانم نرگس محمدی دوباره نشر می‌دهم.

در حسرت عدالتی که خوب توصیف می‌شود!

✅ امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در بیان ضرورت اجرای عدالت، نکاتی را می‌گوید و به آن عمل هم می‌کند. آن حضرت برای مخالف، حقوقی قائل است و در عمل هم به رعایت آن حقوق، پایبند است. وقتی به ایشان می‌گویند طلحه و زبیر در فکر قیامند و قصد توطئه دارند، امام علی(ع) با آنکه از انگیزه طلحه و زبیر برای رفتن به مکه به منظور جنگ‌افروزی آگاه بود با آنان مدارا کرد و در پاسخ به ابن عباس که از وی ‌خواست تا آن دو را زندانی کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: آیا از من می‌خواهی که آغازگر ستم باشم و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز به خدا قسم از رفتار عادلانه که خدا مرا بدان امر فرموده، روی برنمی‌گردانم (دانشنامه امام علی ج ۶٫ ص،۲۴۱).

امام علی معتقد بود که حاکم باید گوشی شنوا برای حرف حق و آمادگی برای شنیدن شکواییه دیگران از اجرا نشدن عدالت داشته باشد و خود مهیای اجرای عدالت باشد. ایشان در این باره می‌فرمایند: «من استقل الحقّ ان یقال له او العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه»، کسی که شنیدن سخن حق و پیشنهاد اجرای عدالت بر وی مشکل باشد، قطعاً اجرای آن برایش مشکل‌تر خواهد بود.

دیروز مقام رهبری در حرم حضرت امام سخنانی خوب و مناسب در وصف اندیشه و مواضع حضرت امام داشتند و از جمله فرمودند: «اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما می‌دانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در کشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌اى بر یک حرکتى، بر یک حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌هاى موظف باید تعقیب کنند و می‌کنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد، کسى است که نمی‌خواهد براندازى کند، نمی‌خواهد خیانت کند، نمی‌خواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه‌ سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمی‌توانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم على الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور می‌دهد و می‌گوید: مخالفت شما با یک قومى، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوى»؛ این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است. همه هوشیار باشیم، همه بیدار باشیم. این بُعد هم نباید ابعاد دیگر را در سایه قرار بدهد».

بنده چند نکته را در حاشیه این سخنان مقام رهبری قابل ذکر می‌دانم که عرض می‌کنم:

۱ – به نظر می‌رسد که اهانت به دیگران و ایذاء و آزار افراد ولو مخالف و منتقد جدی نظام هم باشند، عدول از عدالت است و انحراف از خط امام. سلب امنیت از بخشی از جامعه قطعا گناه و جرم است و به هیچ نامی نمی‌شود آن را مرتکب شد. مشکل از همینجا آغاز می‌شود که ما انجام این گونه اعمال خلاف شرع و اخلاق و قانون را به طور کلی و برای همه زمانها، نفی نمی‌کنیم و آن را به فرهنگ عمومی جامعه و دینداران خود مبدل نمی‌سازیم. اگر این موارد، استثنا بخورند، خود بخود احتمال وقوع را بالا می‌برند زیرا ممکن است برخی انقلابیون مدعی طرفداری از عدالت، تصور کنند که می‌توانند در مواردی این گونه اعمال را بکار بگیرند و برخی را اذیت و آزار یا امنیت کسانی را سلب کنند زیرا زشتی این اعمال به صورت مطلق مورد تاکید قرار نگرفته است و استثنائاتی برای آن در نظر گرفته شده است.

۲ – اگر عادل هستیم و عدالت را به تقوا نزدیکتر می‌دانیم و اگر قبول داریم که افراد فقط به دلیل جرم ارتکابی آن هم از سوی دستگاه‌های رسمی قابل تعقیب هستند، باید این را هم بپذیریم که در مورد همه کسانی که در مظان ارتکاب چنین جرایمی هستند، باید به عدالت رفتار شود و از جمله نباید بر اساس ظن و گمان اقدام به دستگیری آنها کرد و حبس درازمدت و بی‌قاعده در سلولهای انفرادی را بر این متهمان روا داشت و اعترافاتی را به زور زندان و شکنجه از آنان گرفت و فرصت دفاع قانونی و با حضور وکیل مدافع تعیینی را از آنان سلب کرد زیرا همه این اعمال، ضدعدالت و تقواست. مگر می‌شود قانون جرم سیاسی را برای مدت ۳۲ سال معطل گذاشت و با مخالفان سیاسی به مثابه مجرم امنیتی مواجه شد و به جای رسیدگی به جرایم این دست از متهمان در محاکم دادگستری، در دادگاه‌های نمایشی آنان را نشاند و به جای تشکیل دادگاههایی با حضور هیئت منصفه، دادگاهی با قضات خاص تشکیل داد و مجازاتهای مدنظر کارشناسان پرونده‌ها را جایگزین رای هیئت منصفه کرد و باز هم از اجرای عدالت سخن گفت؟ مگر میثاق مشترک مردم با حاکمان، قانون اساسی نیست و مگر نباید اتهاماتی مانند براندازی یا خیانت یا اجرای دستورات دشمن، در محاکم صالحه به اثبات برسد و مگر در این گونه جرایم که سیاسی است، جز از طریق دادگاه‌های علنی و با حضور هیئت منصفه، جرمی هم اثبات‌ می‌شود؟ یادمان نرود که غالب کسانی که امروز در زندانهای جمهوری اسلامی به اتهام براندازی و خیانت و اجرای دستورات دشمن زندانی هستند، دارای سابقه انقلابی و اجرایی زیاد در دوره‌های گذشته بوده و برای بسیاری از مردم از بهترین و خادم‌ترین نیروهای انقلاب محسوب می‌شوند و خودشان هم تمام این اتهامات را رد می‌کنند و خود را وفادار به نظام و قانون اساسی و دلسوزتر از حاکمان کنونی برای مردم و کشور و انقلاب می‌دانند و همین اختلاف منظر، بهترین گواه برای این امر است که اتهامشان سیاسی است و با روش خاص قانونی باید به اثبات برسد.

۳ – مقام رهبری فرمودند که «مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است». من به موارد بسیاری که می‌توان از له شدن مخالفان در زیر پای عوامل حکومت شاهد و مثال آورد، می‌گذرم و صرفا به همین مورد اخیر یعنی تشییع جنازه مرحوم عزت سحابی اشاره می‌کنم. یک چهره بنام از خاندانی شناخته شده که سالهای زیادی از عمرش را در زندانهای شاه برای پیروزی انقلاب اسلامی گذراند و رنجهای زیادی را تحمل کرد و با پیروزی انقلاب هم عضو شورای انقلاب شد و مسئولیتهایی را بر دوش گرفت و بعد از انقلاب به عنوان یک مخالف نجیب و مستقل و ملی حاکمان، عرض اندام کرد، از دنیا می‌رود. برگزاری یک تشییع جنازه متعارف را از خانواده او دریغ می‌کنند، جنازه را به زور از خانواده گرفته و به محل دفن می‌برند، از برگزاری مراسم نماز بر جنازه وی جلوگیری به عمل می‌آورند، خشونت‌ورزی باورنکردنی ماموران، منجر به مرگ دختر قرآن‌پژوه و فهیم مرحوم سحابی در حین تشییع جنازه پدر می‌شود، جنازه او را هم به زور به قبرستان منتقل کرده و خانواده مرحومه هاله سحابی را مجبور به دفن شبانه جنازه آن مرحومه می‌کنند، مانع برگزاری مراسم ختم آن دو می‌شوند و کارهایی دیگر که همگان می‌دانند. اینها مصداق «له کردن مخالف» نیست؟

من همیشه حرمت رهبری را نگه داشته و خطاب به ایشان جز به ادب سخن نگفته‌ام و اینک هم از سر خیرخواهی برای خود ایشان و بیشتر برای مردم و کشور و انقلاب، این دردها را نوشتم تا برای آن چاره‌ای اندیشیده شود. امام علی(ع) در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «فالحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف»، حق و عدالت در مقام شرح و توصیف، امری فراگیر ولی در مقام عمل، امری بسیار محدود است.

قرار نیست ما صاحب قدرت، آن هم همه قدرت، باشیم ولی صرفا به توصیف عدالت بپردازیم. سخن امام علی خطاب به ماست که حق و عدالت را چه خوب و زیبا و وسیع توصیف می‌کنیم اما از عمل، چندان خبری نیست. قبلا هم نوشتم که برای اجرای عدالت، ما هیچ فرصت و زمانی را در اختیار نداریم و دفع‌الوقت هیچ توجیهی ندارد. بار دیگر همان سخن را تکرار می‌کنم. هنگامی که عثمان از امام علی خواست که از مردم مهلت و فرصتی برای او بخواهد تا بتواند اصلاحاتی را انجام دهد، امام علی چنین پاسخ داد: «در مورد مدینه، مهلتی در آن نیست و باید فوری اقدام کرد و در مورد خارج از مدینه، مهلتش به اندازه رسیدن دستور تو به آنهاست (خطبه ۱۶۴ نهج‌البلاغه).

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر