نسخه چاپی نسخه چاپی

فاجعه حمله به کوی دانشگاه تهران

فصلی از یک کتاب منتشر نشده (جریان‌شناسی سیاسی)

✅ اشاره: دفتر دوم کتاب «جریان‌شناسی سیاسی» بنده اصلا منتشر نشد. نمی‌دانم کی برسم آن را تکمیل کنم و به همراه دفتر اول و سوم با هم منتشر کنم. این نوشته مبتنی بر مواضع رسمی و اعلام شده فراهم شده است و طبعا در این رابطه هزاران نکته نگفته هم ممکن است وجود داشته باشد.

🔴 با مطالعه این بخش، شما لازم است پاسخ سئوالات زیر را بدانید:

– چند قرائت از فاجعه حمله به کوی دانشگاه، قابل شناسایی است؟

– پیش‌زمینه‌ای که منجر به درگیری در کوی دانشگاه شد، کدام است؟

– سیر آغاز تا پایان درگیری‌های مرتبط با کوی دانشگاه تهران از تاریخ ۱۵ تیر تا ۲۱ تیرماه را بیان کنید.

– مواضع جریان اصلاح‌طلب در مقاطع گوناگون این ماجرا چه بود و آیا می‌توان ادعای مخالفان این طیف درباره وجود طرح پیشینی برای انجام یک کودتا علیه رهبری در نزد اصلاح‌طلبان را پذیرفت؟

– رهبری در قبال حمله به کوی دانشگاه چه موضعی گرفت؟

– درخواست فرماندهان سپاه از آقای خاتمی در جریان حمله به کوی دانشگاه چه بود؟

org-z1341681216e2c1d7872571a3061f49e536ff4a76d595597a3e

✅ قصه حمله به کوی دانشگاه در هجدهم تیرماه ۷۸ را هر کسی به شیوه خودش روایت می‌کند. لااقل سه روایت از این ماجرا وجود دارد:

اول روایتی است که وزارت کشور، آقای تاج‌زاده معاون سیاسی وقت وزارت کشور و اصلاح‌طلبان دارند. اینها معتقدند که جریانی از قبل سازماندهی شده برای یک دست کردن حکومت و زدن اصلاح‌طلب‌ها و مشکل درست کردن برای دولت خاتمی و درگیر شدن با دانشجویان به عنوان حامیان اصلی اصلاحات، حمله به کوی دانشگاه را طراحی کردند تا از آن استفاده‌های سیاسی بکنند.

گزارش دوم را سپاه منتشر کرد. این گزارش معتقد است که جریان اصلاح‌طلب و آقای تاج‌زاده و معین و دیگران، این ماجرا را طراحی کردند تا علیه رهبری و نظام، کودتایی را راه بیندازند.

گزارش سوم را که بعد از ارائه این گونه تحلیلها، شورایعالی امنیت ملی تهیه و تدوین و منتشر کرد، به نظر منصفانه‌تر است چون پیش‌فرضهای هیچ یک از دو گزارش فوق را مبنای تحلیل خود قرار نداده است یعنی نه معتقد است که سپاه و نیروی انتظامی از قبل، حمله به کوی دانشگاه را طراحی کردند و نه دولتی‌ها، متهم به طراحی و سازماندهی قبلی شدند بلکه معتقد است تحت تاثیر برخی رخدادها و بی‌تدبیری‌هایی که پیاپی اضافه شد، بحرانی با چنان ابعاد گسترده‌ای ایجاد شد. این گزارش در باره جزئیات حوادث و نحوه جمع و جور شدن بحران، قابل اعتمادتر به نظر می‌رسد.

✅ پیش‌زمینه‌های حمله به کوی دانشگاه

ماجرای حمله به کوی دانشگاه، دارای پیش‌زمینه مرتبط با قانون مطبوعات است. در فضای مطبوعاتی بعد از دوم خرداد، روندی ایجاد شد که بسیاری از دلسوزان و مسئولان کشور را نگران کرد. شاید برخی معتقد باشند که به دلیل عادت نداشتن مسئولان نظام به آزادی مطبوعات در حدی که بعد از دوم خرداد ایجاد شد، طرح بستن فضای مطبوعاتی در دستور کار مسئولان بالای نظام قرار گرفت ولی واقعیت این است که تندروی‌ها و افراط‌کاری‌ها، انتشار اخبار بی‌سند و بی‌اعتبار علیه افراد و مسئولان، عدم رعایت قوانین جاری، به چالش کشاندن باورهای مشترک مردم در حوزه‌های اعتقادی و سیاسی و مواردی از این دست، دغدغه واقعی جامعه نسبت به وضعیت مطبوعات بود. جمع بین این دو یعنی حفظ آزادی و حقوق اهالی مطبوعات از یک طرف و رعایت قوانین و مصالح نظام و آبروی مسئولان و افراد از دیگر سو، در آن روزها مشغله ذهنی بسیاری از دلسوزان نظام بود. در عین حال می‌توان پذیرفت که مجلس پنجم که با دولت خاتمی همسو نبود، برای تامین نظر بزرگان و مهار فضای مطبوعاتی، اقدام به اصلاح قانون مطبوعات کرده باشد.

مدتی قبل از وقوع فاجعه کوی دانشگاه، گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرحی را ارائه کرده بودند که تغییراتی را در قانون مطبوعات ایجاد می‌کرد. مهمترین تغییرات پشنهادی، ترکیب هیئت نظارت و ترکیب جمعی بود که اعضای هیئت منصفه مطبوعات را تعیین می‌کرد. هدف از ایجاد این تغییرات این بود که اکثریت دولتی‌ها و اصلاح‌طلبها در این دو هیئت به ویژه هیئت نظارت بر مطبوعات، عوض شود و با افزودن افرادی مانند رئیس سازمان تبلیغات اسلامی یا یک روحانی با معرفی حوزه علمیه و …، هم از دادن امتیاز نشریه به برخی از افراد جلوگیری شود و هم با تغییر ترکیب هیئت منصفه مطبوعات، با مدیران مسئول متهم به تخلف مطبوعاتی، سختگیری بیشتری شود. طبعا این پیشنهاد اگر از نظر برخی، به مصلحت نظام بود اما برای اهالی مطبوعات و روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب، محدودیت‌آور بود و باعث اعتراض و نارضایتی آنان می‌شد. روزنامه سلام با مدیر مسئولی آیت‌الله موسوی خوئینی که ارگان اصلی اصلاح‌طلب‌های آن روز به حساب می‌آمد، در اعتراض به همین طرح و با هدف زیر فشار قرار دادن طراحان مجلس، متنی از «سعید امامی» را منتشر کرد و ماجرای حمله به کوی دانشگاه از همین نقطه کلید خورد.

در آن روزها، سعید امامی مشهور به سعید اسلامی به عنوان معاون سابق وزارت اطلاعات، متهم به طراحی ترورهای مشهور به قتلهای زنجیره‌ای و نزد غالب افکار عمومی، منفور بود. بعد از برکناری از معاونت امنیت، سعید امامی در یکی از معاونت‌های دیگر وزارت اطلاعات مشغول به کار شد. وی از جمله، طرحی را در مورد ساماندهی به نظام مطبوعاتی نوشته و به صورت پیشنهاد به مسئولان ارائه کرده بود. در این شرایط و با هدف اعتراض به طرحی که قرار بود روز بعد در مجلس مورد بررسی قرار گیرد، روزنامه سلام تیتر اصلی روز سه‌شنبه ۱۵ تیرماه سال ۱۳۷۸ خود را چنین انتخاب کرد: «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است». در واقع روزنامه سلام، مدعی شد که کاری که مجلس دارد انجام می‌دهد، همان کاری است که سعید امامی قبلا پیشنهاد داده است و بدین سان، وجهه نمایندگان و طراحان طرح اصلاح قانون مطبوعات، تخریب می‌شد و احتمال داشت که نمایندگان مجلس به همین دلیل، فردا به طرح پیشنهادی رای ندهند و تلاش‌ طراحان برای تغییر قانون مطبوعات ناکام بماند.

images

در همان روز، روزنامه سلام با حکم دادگاه ویژه روحانیت موقتا توقیف شد. توقیف روزنامه سلام، واکنش گسترده‌ای داشت زیرا مواجهه مستقیم با بزرگترین جریان اصلاح‌طلب با محوریت «مجمع روحانیون مبارز» و شخص آیت‌الله موسوی خوئینی تلقی شد. در واقع دیگر جریانهای اصلاح‌طلب و دیگر مطبوعات و روزنامه‌ها، برخورد قانونی با خودشان را انتظار داشتند اما روزنامه سلام به دلیل سابقه و موقعیت فعالان در آن، از مصونیت نسبی برخوردار بود و تعطیلی سلام، برای آنان هم پیام داشت. به همین دلیل، دفاع از «سلام» در دستور کار همه رسانه‌های همفکر قرار گرفت.

فردای آن روز یعنی ۱۶ تیرماه ۷۸ کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شورای اسلامی مطرح شد و به تصویب رسید. در این جلسه، عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد وقت، شخصا در مجلس حاضر شد و به انتقاد از این طرح پرداخت. وی تاکید کرد که در طرح اصلاح قانون مطبوعات، نوعی شتابزدگی صورت گرفت و مدیران مطبوعات و وزارت ارشاد و دانشگاهیان در تنظیم طرح، مشارکت جدی نداشتند و بویژه آن که برای سوءتفاهم نسبت به این طرح، اماره‌هایی نیز وجود دارد. مهاجرانی اضافه کرد طرح مجلس در جهت مسلوب‌الاختیار کردن وزارت ارشاد ارزیابی می‌شود و سپس تاکید کرد: «تغییر ترکیب هیئت نظارت که در طرح، پیش‌بینی شده، تصمیمی سیاسی است زیرا محاسبه کرده‌اند که نسبت آرا را در هیئت چگونه می‌توانند به نفع یک جناح خاص تغییر دهند. همین موضوع در هیئت منصفه نیز دیده شده است». وی با اشاره به وارد کردن روحانیون در هیئت نظارت و هیئت منصفه گفت: «نباید نهاد روحانیت را این گونه بی‌پروا در بحثهایی که محدودیت مطرح می‌شود، مشارکت دهیم و از مشروعیت آنها بهره بگیریم». مهاجرانی گفت: «در این طرح اختیارات وزارت ارشاد در حد سازمان تبلیغات است در حالی که مسئولیت آن بیشتر است. بیایید مطبوعات را از ارشاد بگیرید و به سازمان تبلیعات بدهید و کمک کنید که این سازمان برای مطبوعات کار کند».

در مقابل، ناطق نوری به عنوان رئیس مجلس در موافقت با تصویب این طرح به صحنه آمد و به دفاع از کلیات طرح پرداخت. رئیس مجلس شورای اسلامی، برای نشان دادن خطرات مطبوعات و ناکارآمدی قانون مطبوعات موجود، به نقل قول از رهبری پرداخت و گفت: رهبری در جلسه‌ای که سران سه قوه خدمتشان شرفیاب شدیم گفتند: اراده متمرکزی در خارج از کشور وجود دارد و کار می‌کند و ابزار آن نیز رسانه‌ها هستند. باید راههای نفوذ دشمن بسته شود. رئیس مجلس از نمایندگان خواست به کلیا‌‎ت طرح رای بدهند و تاکید کرد: من به عنوان رئیس مجلس اجازه نخواهم داد جلوی آزادی مطبوعات گرفته شود. مخاطبین ما در این طرح دیگرانی هستند که به بهانه آزادی مطبوعات، می‌خواهند توطئه کنند.

دفاع ناطق نوری از این طرح و وعده این که در بررسی جزئیات، نظر همه جریانات سیاسی و گروهها در نظر گرفته خواهد شد و نیز انتشار خبری مبنی بر این که رهبری خواستار تصویب این طرح هستند، باعث رای‌آوردن آن شد. در جلسه رای‌گیری، به شیوه قیام و قعود رای‌گیری کردند که مورد اعتراض نمایندگان واقع شد و در رای‌گیری با ورقه، از مجموع ۲۱۵ نماینده حاضر در جلسه، ۱۲۵ نفر به کلیات طرح، رای مثبت دادند و تصویب شد.

✅ اعتراض به تعطیلی «سلام»

بلافاصله بعد از انتشار نوشته سعید امامی، وزارت اطلاعات ضمن طرح شکایت علیه روزنامه سلام، با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد این متن مربوط به حوزه مشاوران وزارت اطلاعات است نه سعید امامی اما عباس عبدی سردبیر سلام فردای آن روز در جمع خبرنگاران اعلام کرد که متن ارسالی برای روزنامه سلام، به خط سعید امامی بود که هیچ گونه مهر یا نشانی که دلالت بر محرمانه بودن آن باشد، در آن وجود ندارد. وی تاکید کرد که ممکن است دو متن مشابه وجود داشته باشد که یکی از آنها محرمانه بوده باشد اما نسخه‌ای که در سلام چاپ شد، فاقد مهر محرمانه بوده است.

موسوی خوئینی مدیرمسئول روزنامه سلام هم که صبح روز ۱۶ تیر برای ادای توضیحات به دادگاه ویژه روحانیت رفته بود، به خبرنگاران گفت: «با توجه به محتوای نامه واصله و شناخت موثق ما از فرد مذکور و نویسنده نامه در ضدیت با آزادی و مطبوعات، مدیریت روزنامه اطمینان حاصل کرد که نامه مذکور از طرف سعید اسلامی معدوم نوشته شده است و با توجه به این که نامه رسیده فاقد هرگونه نشانه‌ای از محرمانه بودن بوده و صرفا یک نامه دست‌نویس بوده است که از طریق فاکس به تحریریه روزنامه رسیده است و تعهد مطبوعاتی اقتضا می‌کرد که افکار عمومی و ملت و بویژه نمایندگان مجلس از ماهیت این نامه و دستهایی که پشت این گونه محدودیتها هستند، از موضوع مطلع شوند لذا تصمیم به انتشار آن خبر گرفته شد».

این توضیحات مدیران روزنامه سلام، برای مسئولان وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت، قانع کننده نبود و توقیف سلام ادامه یافت. مطبوعات اصلاح‌طلب برای روز پنجشنبه، سنگ تمام گذاشتند و هر کدام به شکلی به حمایت از این روزنامه و ضرورت انتشار آن پرداختند. البته بعدها برخی از طیفها، همین پوشش خبری مشترک را دلیل هماهنگی قبلی همه این مطبوعات با هم و اداره شدن این مطبوعات از محل و مرجعی واحد تلقی کردند و نوشتند: « هماهنگی روزنامه‌های پنجشنبه ۱۷ تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله‌های خود به عواقب غیرقابل پیش‌بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد چرا که خبر توقیف روزنامه سلام ساعت ۱۰ شب اعلام گردید و آن زمانی بود که اکثر روزنامه‌ها می‌بایست با انجام مراحل نهایی، صفحات روزنامه‌ها را به چاپخانه می‌فرستادند تا در توزیع فردای صبح خود دچار مشکل نشوند». (احمد قدیریان و صادق ظاهر، حادثه کوی دانشگاه تهران، تهران: انتشارات دفاع، ۱۳۸۱، ص ۱۴۳٫۸)

البته ادعای فوق، فاقد دلیل و مدرک مستند بود و طبیعی بود که مطبوعات گوناگون، مسئله توقیف روزنامه سلام را در اولین فرصت، تحت پوشش قرار دهند و در آن باره اعلام نظر کنند و طبعا این امر در روز پنجشنبه ۱۷ تیرماه میسر بود. ادعای این که خبر توقیف روزنامه سلام ساعت ۱۰ شب روز چهارشنبه اعلام شد، صحیح نیست چون از صبح روز چهارشنبه ۱۶ تیر، مسئول شب روزنامه سلام بازداشت شده بود، موسوی خوئینی برای ادای توضیحات به دادگاه ویژه رفته بود، عباس عبدی سردبیر روزنامه سلام روز چهارشنبه در یک مصاحبه مطبوعاتی در محل روزنامه در این باره اعلام موضع کرده بود و مهمتر این که روزنامه سلام در تاریخ چهارشنبه ۱۶ تیر اساسا منتشر نشده بود. بنابراین در روز چهارشنبه، همه کشور در جریان تعطیلی سلام قرار گرفته بودند و این گونه نبود که «یک تیم پشت پرده»، پیش از موعد و از قبل، این هماهنگی را ایجاد کرده باشد.

✅ درگیری چگونه آغاز شد؟

غروب پنج‌شنبه ۱۷ تیرماه، تعدادی از دانشجویان اصلاح‌طلب بعد از نماز مغرب و عشا در کوی دانشگاه، در اعتراض به تعطیلی روزنامه سلام و تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس، تجمع کردند. بتدریج جمعی از دانشجویان جدید هم به آنها اضافه ‌شدند و تظاهرات آنها به بیرون کوی دانشگاه کشیده شد و از کارگر شمالی تا خیابان جلال آل‌احمد ادامه یافت. نیروهای انتظامی چون قبلا هم با تظاهرات این گونه‌ای دانشجویان مواجه شده بودند، با استفاده از تجارب قبلی،‌ وارد مذاکره با دانشجویان شدند و آنها را به سوی کوی دانشگاه برگرداندند. پیش از آن که تظاهرات کاملا پایان یابد، گروههای جدیدی از نیروی انتظامی وارد معرکه شدند و بتدریج لباس شخصی‌ها که بخشی از آنها را نیروهای انتظامی لباس‌شخصی تشکیل می‌دادند و برخی هم نیروهای بسیجی برخی از پایگاههای بسیج و برخی هم نیروهای حزب‌اللهی محسوب می‌شدند، به این جمع اضافه شدند و درگیری‌هایی میان دو طرف آغاز شد. با ادامه درگیری‌ها و تندتر شدن شعارهای دانشجویان،‌ تا پاسی از شب، فضای مقابل خوابگاه دانشگاه تهران در کارگر شمالی به صحنه‌ سنگ‌پرانی و آتش‌سوزی و پرتاب گاز اشک‌آور و فحش و … تبدیل ‌شد و این در حالی است که بتدریج با اطلاع از وضعیت کوی دانشگاه،‌ بر تعداد نیروهای لباس شخصی اطراف کوی هم اضافه و کنترل اوضاع از دست نیروی انتظامی خارج شد.

اواخر شب افراد بیرون خوابگاه، سازماندهی و آماده حمله به کوی دانشگاه می‌شوند. نیروی انتظامی هم ظاهرا بدون اطلاع مسئولان وزارت کشور، با این گروه مهاجم همکاری می‌کند یا دستکم، برای جلوگیری از ورود آنان به کوی، اقدامی انجام نمی‌دهد. با ورود لباس‌شخصی‌ها به کوی،‌ آن فاجعه بزرگ رخ می‌دهد و اکثر خوابگاه‌های دانشجویان مورد تعرض قرار می‌گیرد. دانشجویان کتک می‌خورند و اتاقهای آنان تخریب می‌شود و وسایل شخصی آنان آسیب می‌بیند و برخی از دانشجویان هم دستگیر می‌شوند. باید توجه کرد که اکثر این دانشجویان در تظاهرات حضور نداشتند و هیچ اقدامی انجام نداده بودند و با لباس خانه در اتاقهای خود خوابیده بودند و یا درس می‌خواندند و بنابراین حمله به کوی دانشجویان، نمی‌توانست اقدامی برای کنترل تظاهرات دانشجویان تلقی شود. از این پس ماجرایی شکل می‌گیرد که هم فاجعه برای دانشجویان ساکن کوی دانشگاه و هم بحران برای کشور محسوب می‌شود. میزان تخریب‌ها و آسیبهای ایجاد شده و حجم کتک‌کاری‌ها و صدمات جسمی وارده به دانشجویان بقدری زیاد است که شایعه کشته شدن تعدادی از دانشجویان هم سر زبانها می‌افتد و بدون هیچ مقاومتی،‌ به باور دانشجویان تبدیل می‌شود و همین امر خشم دانشجویان را مضاعف می‌کند.

مسئولان، دیرهنگام از عمق حوادث مطلع شده و برای مهار بحران وارد ماجرا می‌شوند. از صبح جمعه ۱۸ تیرماه، واکنش مسئولان آغاز می‌شود. حضور در جمع دانشجویان برای آرام کردن آنها و همراهی با دردها و رنجهایی که متحمل شدند،‌ یکی از اقدامات آنها بود. با ابتکار وزارت کشور، چهره‌های سیاسی و مطبوعاتی مورد قبول دانشجویان معترض، به داخل کوی فرستاده شدند تا دانشجویان را به خودداری از خشونت و کنترل اعتراضها وادارند و با وعده پیگیری قانونی ماجرای حمله به کوی، خشم آنان را فرو بنشانند. کنترل درگیری‌ها و جلوگیری از ادامه آن هم مهم بود ولی این تلاشها در ابتدا خیلی موثر واقع نشد و درگیر‌ی‌ها باز هم ادامه یافت و از جمله منجر به کشته‌شدن یک فرد مهمان در خوابگاه دانشجویان شد. شایعات البته از کشته شدن افراد بیشتری حکایت داشت اما بعدها‌ معلوم شد که در جریان حمله به کوی و درگیریهای بعد از آن، تنها یک نفر (عزت‌الله ابراهیم‌نژاد) کشته شده است و بقیه موارد یا ناشی از باور غلط و شایعات آن روز بود و یا کسانی در مسیر بزرگنمایی ابعاد فاجعه و شهیدسازی، مبادرت به انتشار عکسها و اسامی دیگر کرده بودند.

مسئولان دولت خاتمی بشدت از وضعیت پیش آمده ناراضی بودند و جریانهای سازمان یافته ضددولت را مسئول حمله به کوی می‌دانستند. آنان در یک شرایط ویژه‌ای قرار گرفته بودند. از سویی مسئولیت ایجاد نظم و کنترل اوضاع با آنها بود و از سویی با دانشجویان و خواسته‌های آنان همسو و همراه بودند و از طرفی باید ملاحظه نهادهای دیگر نظام را هم می‌داشتند و با توافق و تفاهم همه نهادها،‌ تصمیماتی برای سامان دادن به اوضاع اتخاذ می‌کردند. وزیر علوم دکتر مصطفی معین در اعتراض به فاجعه حمله به کوی دانشگاه،‌ استعفا کرد تا معلوم شود که دولت و وزارت علوم،‌ از وضعیت پیش آمده بشدت ناراضی است. دیگر مسئولان دولت و احزاب و گروههای اصلاح‌طلب هم به نوعی این ماجرا را محکوم کردند. با اقدامات صورت گرفته، تا پایان روز جمعه ۱۸ تیر، درگیری‌های میان دانشجویان و افراد لباس‌شخصی پایان یافت اما اعتراض سراسری دانشجویان و رسانه‌ها به فاجعه حمله به کوی دانشگاه،‌ تازه از شنبه ۱۹ تیرماه آغاز شد.

روز شنبه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و نیز دفتر تحکیم وحدت، در مسجد دانشگاه تهران، تحصن اعتراضی دانشجویان شروع می‌شود. در این جمع،‌ فضای اعتراضی شدیدی حاکم بود و همه سخنرانان برای آرام کردن دانشجویان سخن می‌گفتند ضمن این که اقدام گروهی سازمان‌یافته در حمله به کوی را محکوم کرده و خواستار اقدام مسئولان برای دستگیری عاملان و محاکمه و مجازات آنها بودند. آقای ابوترابی‌فرد نماینده ولی فقیه در دانشگاه تهران که در بین دانشجویان، دارای محبوبیت بود،‌ در این تجمع سخنرانی کرد و او نیز مانند دکتر معین، از سمت خود استعفا داد و اعلام کرد که تا ماجرای کوی دانشگاه مشخص نشود، برنمی‌گردد. حوالی ظهر شنبه معلوم شد که فضای اعتراضی در میان دانشجویان بسیار تندتر شده است و کسانی مانند منوچهر محمدی صحنه‌گردان ماجرا شده‌اند. دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت در این وضعیت، به این جمع‌بندی رسیدند که باید خود را کنار بکشند لذا با سپردن امور تحصن به یک «شورای منتخب متحصنین»، سعی کردند که در این فضای تند و افراطی، حضور نداشته باشند. خیلی طول نکشید که شورای منتخب متحصنین هم نتوانست فضای تند دانشجویی را مهار کند و تحصن به تظاهرات تبدیل شد و دانشجویان معترض با خروج از دانشگاه، راه‌پیمایی اعتراضی به سمت وزارت کشور را آغاز کردند. طبیعی است که از این به بعد عناصر ضدانقلاب و مخالف نظام و اشرار و لاتهای خیابانها هم به این جمعیت اضافه شوند و کنترل تظاهرات هم از دست خارج بشود و خشونت و آتش‌زدن و حمله به اماکن عمومی هم بتدریج در دستور کار تظاهر کنندگان قرار گیرد.

139504200939047758100614

با شروع تظاهرات خیابانی و گسترش درگیری‌ها به محل وزارت کشور و بعد خبرگزاری جمهوری اسلامی و نیز آتش زدن اموال عمومی،‌ چاره‌ای جز مقابله باقی نمی‌ماند و چنین هم شد. البته در جلسات شورای عالی امنیت ملی،‌ وزارت کشور و دولت،‌ مخالف سرکوب شدید دانشجویان و معترضان بودند و بویژه با استفاده از اسلحه به هر شکل ممکن مخالفت می‌کردند اما سپاه و نیروی انتظامی،‌ طرفدار اعمال خشونت بیشتر بودند تا دامنه اعتراضات و درگیری‌ها کاهش یابد. سرانجام با نظر آقای خاتمی،‌ مقرر می‌شود که سپاه و بسیج بدون توسل به اسلحه گرم و صرفا با تجهیز شدن به باتوم چوبی، اقدام به مداخله کنند و همچنین خودشان هم حق زندانی کردن افراد بازداشتی را نداشته باشند و حتما دستگیرشدگان باید تحویل نیروی انتظامی داده شوند. تقریبا به همین سان هم عمل شد و آشوب و درگیری و آتش‌زدن اماکن عمومی و …، در فاصله چند روز پایان یافت و اوضاع به کنترل در آمد.

✅ موضع‌گیری خاتمی و جریان اصلاحات علیه اغتشاشگران

برای کنترل اوضاع و موفقیت نظام در مقابله با آشوب عده‌ای خاص، موضع دولت و شخص آقای خاتمی و دیگر جریانهای اصلاح‌طلب، بسیار موثر بود. در همان ایام درگیری، آقای خاتمی در صفحه تلویزیون ظاهر شد و تاکید کرد که حادثه کوی دانشگاه، فوق‌العاده تلخ بود و این حرکت و اهانت به دانشگاه و محیط علم و برخورد خشونت‌آمیز با دانشجویان برای همه ما غیرقابل تحمل بود و بدین جهت، بلافاصله کمیته ویژه‌ای از ‌‌‎طرف دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد و به تایید رهبر معظم انقلاب رسید که کار خود را با جدیت ادامه داده و می‌دهد.

آقای‌‌‎ خاتمی اظهار داشت: حادثه‌ای که پنجشنبه شب رخ داد،‌ بعد از یکی دو روز، جریانی انحرافی در آن پیدا شد و به نظر من این جریان خیر کشور را نمی‌خواهد و هدفش لطمه زدن به اصل نظام و ایجاد آشوب و تشنج در جامعه است. وی گفت خوشبختانه جامعه دانشجویی برائت خود را از این جریان اعلام کرد زیرا رفتارهای انجام شده، با هیچیک از موازین سازگار نیست. علاوه بر آن مشخص شد که عده‌ای از دستگیرشدگان، دانشجو نیستند و قطعا سوءاستفاده‌ای از این جریان می‌شود. آقای خاتمی تصریح کرد که اصولا جریان آشوب بر خلاف مصالح نظام و ملت و شعارها و سیاستهای دولت است، دولتی که شعارش مقابله با هرگونه خشونت و آشوب‌طلبی است. این جریانات در مقابل دولت و بخصوص شعار توسعه سیاسی دولت قرار دارد. آقای خاتمی با اشاره به سیاست دولت مبنی بر پرهیز از خشونت، تاکید کرد که به خاطر سیاستهای دولت و مصالح نظام می‌کوشیم که با این خشونتها، با خشونت برخورد نشود و تلاش می‌شود که این اقدام با روشهای قانونی صورت گیرد. وی افزود: ایجاد آشوب و اغتشاش کار دشواری نیست. می‌خواهیم یاد بدهیم که با خشونت نیز می‌توان بدون خشونت برخورد کرد.

‌‎در این مصاحبه تلویزیونی خاتمی به یک نکته مهم دیگر هم اشاره کرد و آن انتقاد از شعارهایی بود که بعضا در این تظاهراتها علیه رهبری و به نفع خاتمی داده می‌شد. وی در این باره ‎گفت: «مطالبی که مطرح می‌شود و شعارهای‌تحریک‌کننده علیه ارزشهای نظام که همراه با شعارهای فریب‌دهنده در حمایت ‌از دولت سر داده می‌شود، برای ایجاد تفرقه و زمینه آشوب در جامعه ‎است. ملت‌شریف ایران گول نمی‌خورد».

رئیس جمهوری با تاکید بر اینکه امنیت کشور و شهروندان برای دولت و کمیته ویژه رسیدگی به حوادث کوی دانشگاه جدی است اظهار ‎داشت: «من از مردم ‌که این روزها تا حدودی آرامش‌شان در بعضی از نقاط تهران به هم خورد، معذرت‌می خواهم و اطمینان می‌دهم که این حرکتها، ادامه پیدا نکند و از ملت شریف ‌ایران خواهش می‌کنم هر چه بیشتر از این جریانات دور باشند تا دولت، ‌راحت‌تر در این زمینه عمل کند و مطمئن باشند که این مساله به لطف خدا خاتمه پیدا خواهد کرد».

آقای خاتمی همچنین از مطبوعات و رسانه‌های عمومی که در مسیر محکوم‌کردن این خشونت‌ها تلاش کردند، تشکر کرد و از آنان خواست تا این روال و روش ‌را با جدیت دنبال کنند.

گروههای سیاسی طرفدار اصلاحات هم مانند خاتمی،‌ موضع گرفتند و ضمن محکوم کردن حمله به کوی دانشگاه و ضرورت پیگیری این امر از سوی مسئولان، از اغتشاش‌گران اعلام برائت کردند تا به نام اصلاحات،‌ این گونه اقدامات توجیه نشود. از جمله دفتر تحکیم ‎وحدت با انتشار بیانیه‌ای از دانشجویان‌ خواست ضمن حفظ روحیه اصلاح‌طلبانه خود، با متانت و عقلانیت، مطالبات خویش ‌را پیگیری کنند. در این بیانیه از دانشجویان خواسته شد با پرهیز از هرگونه اقدامی خارج از تصمیمات شورای منتخب متحصنین‌، به هرج و مرج‌طلبان اجازه استفاده از جو متشنج را ندهند.

مجمع روحانیون مبارز نیز با صدور اطلاعیه‌ای در این باره اعلام موضع کرد و از مردم خواست که جلوی اغتشاشگران بایستند و آنان را تحویل مقامات انتظامی بدهند. در این اطلاعیه آمده است: در شرایطی که دانشجویان عزیز، این فرزندان رشید شما ملت مسلمان که با درک حساسیت زمان و در پی اقدامات مجدانه ریاست محترم جمهوری و دولت خدمتگزار در پیگیری حادثه تاسف‌بار خوابگاه دانشجویان که همه اقشار جامعه را دعوت به آرامش و خویشتن‌داری کردند، تا کمیته بررسی بتواند فاجعه رقت‌بار کوی دانشگاه را ریشه‌یابی نماید، دانشجویان عزیز روز گذشته به تحصن خویش پایان دادند که ما هم از این اقدام هوشمندانه این فرزندان انقلاب تشکر و تقدیر ‎می‌نمائیم. متاسفانه گروههای فرصت‌طلب دست به‌کار شده و عده‌ای افراد ناآگاه را تحریک به اعمال خلاف مصالح ملی و نظام اسلامی و خارج از محدوده قانون و تعرض به اماکن عمومی متعلق به ملت کرده‌اند و به تشنج‌آفرینی دامن زده‌اند. بدین‌وسیله خاضعانه از عموم اقشار و هموطنان عزیز تقاضا می‌کنیم به پیام رهبر معظم انقلاب و ریاست‌محترم جمهوری اسلامی لبیک گفته و با هوشیاری کامل با همکاری نیروهای مخلص امنیتی و انتظامی موجبات آرامش و امنیت را در تهران و سایر مراکز برقرار سازند و عناصر آشوبگر و اخلالگری که به اقدامات ضدامنیتی و تخریبی دست می‌زنند را به مقامات مسئول معرفی ‎نمایند. بدیهی است کمیته ویژه رسیدگی به حادثه دلخراش اخیر بنا به دستور ریاست محترم جمهوری تا کشف و معرفی کلیه عوامل و عناصر حادثه مذکور به‌کار خود ادامه داده و نتیجه تحقیقات خود را به ملت عزیز اعلام خواهد کرد.

✅ سخنان رهبری در باره ماجرای کوی دانشگاه

در تاریخ ۲۱ تیرماه ۷۸ مقام معظم رهبری در دیدار با اقشاری از مردم، در باره ماجرای کوی دانشگاه سخن گفت. ایشان در ابتدای سخن خود گفتند: «حرفهاى گفتنى زیاد است؛ اما مطلبى که از نظر من مهمتر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولى در جمهورى اسلامى بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعى – بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت – به هیچ وجه در نظام اسلامى قابل قبول نیست. جوانان این کشور – چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان – فرزندان من هستند و هرگونه چیزى که براى این مجموعه‌ها مایه اضطراب و ناراحتى و اشتباه در فهم باشد، براى من بسیار سخت و سنگین است. هرکسى بوده، فرق نمى‌کند؛ چه در لباس نیروى انتظامى، چه در غیر آن. مسلماً با کسانى‌که در نظام جمهورى اسلامى تخلّف مى‌کنند، باید برخورد شود اما با کسى که تخلّفى نکرده است؛ کسى‌که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویى، کار بسیار خطا و ناروایى است اگر برخورد شود. این که صد نفر یا دویست نفر از کوى دانشگاه خارج شدند و حرفهایى زدند و شعارهایى دادند، بهانه و مجوّزى نمى‌شود براى این‌که کسانى، در هر لباس و با هر نامى، وارد آن محیط شوند و کارهاى ناروایى انجام دهند؛ بخصوص وقتى که نام مقدّس نیروى انتظامى در میان مى‌آید، عملى که موجب شود نیروى انتظامى بدنام گردد، قضیه را سخت‌تر مى‌کند. شما مى‌دانید که امروز نیروى انتظامى در اطراف کشور، در جاده‌ها، در مرزها، در برخورد با اشرار، چه جانفشانی‌هایى مى‌کند و چه زحماتى مى‌کشد. چقدر از اینها براى حفظ امنیت ما، جان خود را از دست مى‌دهند. با این حال، به‌وسیله چند نفر عملى انجام شود که چهره این خدمتگزاران در نظر بعضى تیره گردد؛ آیا این انصاف است؟! یا آن طورى که نقل کرده‌اند، بعضى با آوردن نام مقدّس «یا حسین» و «یا زهرا» وارد اتاق دانشجوى بسیجى یا دانشجوى جانباز شوند و او را از خواب بپرانند، یا آن‌طور حوادثى را به‌وجود آورند؛ آیا این درست است؟! اینها قلب را مى‌فشارد. این همه جوان مؤمن، عاشقان امام حسین، عاشقان فاطمه زهرا، در همه جاى کشور، در خدمت اسلام، در خدمت کشور، در طول دوران دفاع مقدّس، در هر خطرى که این کشور را تهدید کند، سینه سپر مى‌کنند و وارد مى‌شوند؛ اما بعد کسانى با استفاده از این نامها، حوادثى را به‌وجود آورند. براى من، حادثه خیلى تلخى بود. البته من تأکید کردم که اطراف این حادثه تحقیق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئیس جمهور محترم و مسئولان، هیأت تحقیقى را تعیین کنند؛ من هم ممکن است خودم کسى را در این هیأت بگذارم…».

ایشان در ادامه سخنان،‌ نقش دشمنان در این گونه حوادث را مورد توجه قرار دادند و تاکید کردند که ملت ما دشمن را اشتباه نخواهد گرفت. در پایان نیز رهبری بار دیگر بر موضوع حمله به کوی پرداختند و از تندروی‌ها انتقاد کرده و فرمودند: «جوانان عزیز! شما امیدهاى انقلاب و اسلامید. رفتار شما مى‌تواند این مملکت را در جهت شکوفایى، با سرعت به پیش ببرد. وقتى جوان مملکت هوشیارانه، با تدبیر، با حلم و با توجه به موقعیّتها، حرف بزند و تصمیم بگیرد و عمل کند، کشور گلستان خواهد شد. وقتى هیجانات کور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد کرد. بارها گفته‌ام، باز هم تکرار مى‌کنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستى در همه میدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط. این‌گونه حرکاتى که ملاحظه شد کسانى به دانشگاه حمله کنند، ناشى از بى‌انضباطى است؛ با هر نامى انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات کسانى که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‌آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال مى‌کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمى‌کنند؟! حتّى اگر یک حرفى که خون شما را به جوش مى‌آورد به زبان آورند – مثلاً فرض کنید اهانت به رهبرى کردند – باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را براى آن روزى که کشور به آن نیازمند است، براى آن روزى که نیروى جوان و مؤمن و حزب‌الّلهى باید در مقابله با دشمن بایستد، حفظ کنید، والاّ حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوى فریب‌خورده‌اى هم حرفى زد و کارى کرد؛ چه اشکالى دارد؟ من از او صرف‌نظر مى‌کنم».

این سخنان رهبری به همراه نکته پایانی سخن ایشان که آمادگی شهادت خویش در راه اسلام و انقلاب را مطرح کردند، موجی در جامعه ایجاد کرد و سرانجام از سوی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی،‌ یک راه‌پیمایی اعلام شد که هدف آن،‌ حمایت از سخنان رهبری و محکومیت تعرض به کوی دانشگاه،‌ اعلام شد. برای شرکت در این راه‌پیمایی، همه گروه‌های سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب، از مردم دعوت به عمل آوردند از جمله حزب مشارکت و مجمع روحانیون مبارز هم از مردم دعوت کردند که در راه‌پیمایی روز چهارشنبه ۲۳ تیرماه شرکت کنند. جبهه مشارکت ایران اسلامی، ضمن دعوت از ملت رشید و آگاه ایران برای شرکت فعالانه در تجمع سراسری در دانشگاه تهران اعلام کرد: «ملت آزاده‌، مسلمان و غیرتمند! اکنون که‌ فاجعه حمله‌ ناجوانمردانه به کوی دانشگاه تهران از سوی عموم ملت و مسئولین‌ محکوم گردیده و بر شان والا و حیثیت دانشگاه و دانشجو تاکید شده، زمان آن‌ است که بر عهد دوم خرداد خود مبنی بر حمایت و پاسداری از قانون اساسی و پایبندی به قانون و حرمت ارکان نظام، پای فشاریم تا دستاورد بزرگ شهیدان‌ راه آزادی و استقلال را همچنان حفظ کرده باشیم».

با برگزاری این تظاهرات، تقریبا ماجرا ختم شد و تظاهرات خیابانی و درگیری و اغتشاش پایان یافت. بعدها دادگاهی برای محاکمه فرمانده نیروی انتظامی در ماجرای حمله به کوی دانشگاه (فرهاد نظری) و تنی چند از نیروهای حمله کننده به کوی تشکیل شد که اصلا جوابگوی مطالبات دانشجویان نبود و حتی به تبرئه این فرمانده انجامید. همچنین محکومیت یک سرباز به جرم سرقت یک ماشین ریش‌تراش از دانشجویان، به یک طنز تلخ تبدیل شد و دهن‌کجی به دانشجویان به حساب آمد. بسیاری بر این باورند که طراحان اصلی حمله به کوی دانشگاه هرگز مورد پیگرد و سازمان‌دهندگان لباس‌شخصی‌ها اساسا مورد اتهام هم قرار نگرفتند.

✅ نامه فرماندهان سپاه به خاتمی

از مسائل مهم این ماجرا، نگارش یک نامه محرمانه به خاتمی از سوی فرماندهان سپاه و فعالان دوران دفاع مقدس بعد از سخنرانی رهبری در تاریخ ۲۱ تیرماه بود. این فرماندهان با اشاره به وضعیت موجود کشور از جمله اهانت به رهبری در تظاهرات دانشجویان، از خاتمی خواستند که منصفانه وارد ماجرا شود و صرفا به محکوم کردن حمله به کوی بسنده نکند. این نامه را که مدتی بعد علنی شد، «جمعی از فرماندهان و خدمتگزاران ملت شریف ایران در دوران دفاع مقدس» امضا کردند که اسامی آنان به این شرح است: غلامعلی رشید، عزیز جعفری، محمدباقر قالیباف، قاسم سلیمانی، جعفر اسدی، احمد کاظمی، محمد کوثری، اسدالله ناصح، محمد باقری، غلامرضا محرابی، عبدالحمید رئوفی‌نژاد، نورعلی شوشتری، دکتر علی احمدیان، احمد غلامپور، یعقوب زهدی، نبی‌الله رودکی، علی فدوی، غلامرضا جلالی، امین شریعتی، حسین همدانی، اسماعیل قاآنی، علی فضلی، علی زاهدی و مرتضی قربانی.

1986981

در فرازهایی از این نامه آمده است: «جناب آقای خاتمی! قطعاً همه ما حضرت عالی را انسانی وارسته، انقلابی، متدین و دارای ریشه عمیق دینی در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و می‌دانیم، اما نحوه برخورد با حوادثی که همه ما شاهد شادی و رقص دشمنان پیرامون آن هستیم و در اولویت قرار دادن پیگیری برخی اشتباهات و تخلفات و بزرگ کردن آنها در مقابل عدم توجه و یا کوچک جلوه دادن برخی دیگر از همین نمونه قانون‌شکنی و هتک حرمت و فشار، باعث شده است جریان‌های معاند با انقلاب، گستاخ‌تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه‌کارانه و با دلزدگی توأم با ناامیدی، هر روز تحقیر شده و به ثمره این همه خون نگریسته و انگشت خود را با تأسف و تأثر می‌گزند.

جناب آقای رئیس جمهور، حمله به کوی دانشگاه همان طوری که رهبر بزرگوار و مظلوم این انقلاب فرمودند امری ناپسند، زشت و بد بود و علیرغم این که سخت‌ترین و تندترین برخوردها با آن انجام پذیرفت، اما همه مردم به دلیل ناپسندی عمل انجام شده این برخوردها را پذیرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام این است که آیا فاجعه فقط همین بود؟ صرفاً همین موضوع قابل پیگیری و توجه و اعتراض و تحصن است که چند وزیر به خاطر آن استعفا دهند، شورای امنیت تشکیل جلسه بدهد و گروه تحقیق تشکیل گردد اما آیا حرمت‌شکنی و توهین به مبانی این نظام، تأسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم‌نظیر، کمتر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سؤال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده‌ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟

جناب آقای خاتمی! چند شب پیش وقتی گفته شد عده‌ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه شهید مطهری در حرکت‌اند، بچه‌های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می‌کردند غیرت شما کجا رفته است؟ جناب آقای رئیس جمهور! امروز وقتی چهره رهبر معظم انقلاب را دیدیم، مرگ خودمان را از خداوند طلب کردیم، چون که کتف‌هایمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو باید ناظر پژمرده شدن نهالی باشیم که حاصل ۱۴ قرن سیلی و زجر شیعه و اسلام است…

جناب آقای خاتمی! تا کی با اشک بنگریم و خون دل بخوریم و با هرج و مرج و توهین، تمرین دموکراسی کنیم و به قیمت از دست رفتن نظام، صبر انقلابی داشته باشیم؟ …

جناب آقای رئیس جمهور! اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و رسالت اسلامی و ملی خودتان را عمل نکنید فردا آن قدر دیر و غیر قابل جبران است که قابل تصور نیست.

در پایان با کمال احترام و علاقه به حضرت عالی اعلام می‌داریم کاسه صبرمان به پایان رسیده است و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی‌دانیم».

✅ جمع‌بندی

ماجرای کوی دانشگاه با اینکه یک واقعیت بیشتر نیست اما با تفاوت نگاه‌ها، تفاوت تحلیل‌‌هایی را در این باره شاهدیم. اما در مجموع چند نکته قابل اشاره است:

اول این که مقام معظم رهبری، با تعدادی از دانشجویانی که کتک خورده و آسیب دیده بودند، دیدار کردند و از ایشان دلجویی به عمل آوردند و اقدام حمله به کوی را محکوم کردند. این نشان می‌دهد کاری که با دانشجویان در حمله به کوی شده بود، با هر انگیزه‌ای بوده باشد، غلط بوده است.

نکته دوم این که در صحبت‌های آیت‌الله خامنه‌ای به صورت غیرمستقیم تایید ‌شد که نیروهای انقلابی طرفدار نظام و رهبری، این حادثه تلخ را رقم زده‌اند. به خاطر همین ایشان در سخنرانی خود تاکید کردند که که مگر من نگفتم که دشمن به دنبال ایجاد تفرقه داخلی است و حتی اگر به من هم اهانت کردند، کسی حق ندارد وارد شود؟ چرا وارد شدید؟

نکته سوم اینکه به همین دلیل یعنی انگیزه حمله کنندگان به کوی، دستور رسیدگی به همه جوانب ماجرا داده نشد و برداشت عمومی این است که به سمت جریان اصلی دخیل در ماجرای کوی دانشگاه، به خاطر مصلحت‌اندیشی بزرگان حرکت نکردیم. چنین اعلام شد که دو طرف ماجرا از سوی «کسانی» بازی خوردند اما در مورد اینکه این «کسانی»، چه کسانی بودند، اختلاف وجود داشته و دارد. دوستان سپاه و دیگران معتقد بودند که این «چه کسانی»، همان تندروان اصلاح‌طلب و افرادی مانند آقای تاج‌زاده و رفقایشان هستند و در مقابل جریانهای اصلاح‌طلب از جمله آقای تاج‌زاده معتقد بودند که سپاه و افرادی تمامت‌خواه در مجموعه حکومت، طراحان این ماجرا بودند و افرادی از همین مجموعه برای این نوع خشونت‌ورزی، توجیه شرعی درست کردند.

نکته سوم این است که شورای عالی امنیت ملی با گزارش خود تلاش کرد این پیش‌فرض‌های موجود میان دو طرف را نادیده بگیرد اما موفق نشد و هر دو طرف هنوز هم هر وقت راجع به آن مقطع حرف می‌زنند، همان تحلیل‌های خاص خود را ارائه می‌کنند.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر