نسخه چاپی نسخه چاپی

اندر مزایای «خاکستری» دیدن امور!

روزنامه اعتماد / یکشنبه ۱۳ تیرماه ۹۵

یکی از آفات تحلیل سیاسی، پیچیده کردن امور ساده است در کنار ساده کردن امور پیچیده. خواص اهل تحلیل تمایل دارند که مسائل را در سطح نبینند و به لایه‌های عمیق‌تر و پنهان و ناگفته امور دسترسی پیدا کنند و به همین دلیل، اگر آفتی به سراغ آنان بیاید پیچیده کردن امور به شکل غلط و بدون منطق درست است. در مقابل، عوام و مردم عادی ناخودآگاه به ساده کردن امور تمایل نشان می‌دهند و عادت دارند که رخدادهای پیچیده و چندعاملی را به صورت اموری ساده در آورند و تک‌عاملی تحلیل کنند. آفت تحلیل و تبیین در نزد هر دو قشر می‌تواند این باشد که قادر به شناخت واقعیت نباشند و امور را سیاه یا سفید ببینند و عوامل متعدد دخیل در هر حادثه را به درستی در نظر نگیرند یا سهم هر کدام را به‌میزان ادا نکنند. این در حالی است که امور سیاسی و اجتماعی، معمولا چندعاملی هستند و نباید تک‌عاملی تحلیل کرد و در عین حال نباید آنقدر موضوعات را پیچاند که معلوم نشود واقعیت ماجرا چه بوده است. در واقع باید امور را «خاکستری» دید و نه سیاه و سفید.

یک نمونه از این نوع نگاه خاکستری در مسائل سیاسی را در سخنان اخیر جان کری، وزیر امور خارجه امریکا مشاهده کردم که بازخوانی آن از این منظر می‌تواند مفید باشد. وزیر خارجه امریکا چند روز قبل در جلسه‌ای در موسسه تحقیقاتی «اسپن» سخنرانی ‌کرد و به سوالات حاضران جواب داد. وی با اینکه با جمهوری اسلامی از اساس مخالف است اما سخنانی را به زبان می‌آورد که معتدل و منصفانه به نظر می‌رسد و بیانگر دست‌کم عقلانیت ابزاری سیاستمداران امریکایی است. وی از جمله در پاسخ به سوالی در این مورد که آیا حضور جمهوری اسلامی در عراق از نظر او «بیشتر مفید است تا مضر» گفت که او این حضور را مفید می‌داند. وی تاکید کرد که از نظر او «حضور ایران در عراق» به تلاش امریکاییان برای شکست داعش کمک می‌کند زیرا داعش دشمن مشترک ایالات متحده و جمهوری اسلامی است.

وقتی از کری پرسیده می‌شود که به چه دلیل دولت باراک اوباما، رییس‌جمهوری امریکا، اجازه فروش هواپیماهای بویینگ به ایران را می‌دهد و همزمان، کشور خریدار را به خصوص با سابقه ارسال اسلحه برای حزب‌الله لبنان، حامی تروریسم می‌داند، می‌گوید: دولت آن کشور می‌کوشد «سوزنی را نخ کند که نخ کردن آن بسیار سخت است». وی سپس حتی سرمایه‌گذاری روی نسل آینده ایران را هم مورد توجه قرار می‌دهد و می‌افزاید: «امریکا از یکسو می‌خواهد دولت ایران پاسخگو باشد و از سوی دیگر، ۶۰ درصد از مردم ایران زیر ٣٠ سال سن دارند و دولت امریکا می‌داند که آنان ایران را کشور خود می‌دانند و در نظر دارد روابط خوب دوجانبه در آینده را از همین حالا پایه‌ریزی کند».

وزیر امور خارجه امریکا تصمیم‌گیری درباره فروش هواپیما به ایران را امری پیچیده و دشوار معرفی می‌کند و یکی از ملاک‌هایش را مساله اقتصادی و ایجاد اشتغال در امریکا و رقابت با شرکت فرانسوی و حضور در آینده اقتصادی ایران معرفی می‌کند و به صراحت می‌گوید: «موضوعات روابط خارجی بسیار پیچیده است و اگر کسی به آنها به شکل سیاه و سفید و با خطوط ساده نگاه کند، به دردسر می‌افتد… از آنجا که شرکت ایرباس اجازه دارد به ایران هواپیما بفروشد، ممنوعیت بویینگ از رقابت در این بازار به ضرر کارگران امریکایی تمام می‌شد و بر توانایی هواپیمایی ایرانیان هم تاثیری نمی‌گذاشت».

نکته‌ای که در سخنان جان کری جلب‌توجه می‌کند، چندلایه دیدن مناسباتش با ایران در حدی است که واقعیت دارد و بنابراین نه آن را آنقدر ساده می‌بیند که با صدور یک بیانیه یا برگزاری یک ملاقات یا دست دادن دو مقام سیاسی، همه‌چیز حل شود و نه آنقدر پیچیده که راه هرگونه همکاری در موارد خاص بسته شود. بر همین اساس امریکا هرجا که احساس علایق مشترک با ایران داشته باشد، پا پیش می‌گذارد و با ایران همکاری می‌کند و هر جا که لازم ببیند، موضع تقابل می‌گیرد و تحریم و تهدید را هم پیش می‌کشد. باور کنیم که نگرش خاکستری داشتن به سود ما هم تمام می‌شود و ما را در جهان به‌هم‌پیوسته و پیچیده کنونی، برای اتخاذ سیاست‌های مصلحت‌اندیشانه و حکیمانه و عزیزانه یاری خواهد کرد.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر