نسخه چاپی نسخه چاپی

«گروه‌های تلگرامی» و سواد رسانه‌ای

روزنامه اعتماد / پنجشنبه ۱۰ تیرماه ۹۵      

روزگاری بود که مباحثی مثل «آموزش رسانه‌ای» یا «سواد رسانه‌ای» فقط در سطح خواص مطرح می‌شد تا معلوم شود رسانه چیست و چه کارکردی دارد و با استفاده از ابزار رسانه چگونه می‌توان تغییرات فکری و رفتاری ایجاد کرد و رابطه پیام و رسانه چگونه است و به چه میزان می‌توان رسانه را ابزار تلقی کرد و از آن کار کشید و به چه میزان، رسانه انسان را ابزار می‌کند و از او کار می‌کشد. این مباحث را عمدتا مالکان رسانه‌های بزرگ و کسانی که مشغول جنگ روانی بودند، پی می‌گرفتند. به تدریج گردانندگان رسانه و فعالان حوزه ارتباطات هم وارد شدند تا به گردانندگان رسانه‌ها بیاموزند که از این ابزار چگونه باید استفاده کرد و با کدامین روش‌ها، دامنه و عمق تاثیر پیام را افزایش داد. مخالفان سیاسی مالکان رسانه‌های بزرگ را باید نخستین کسانی دانست که به سوی فهم عمیق‌تر از رسانه‌ رفتند و بعدها گروهی از نخبگان مخالف سیطره رسانه‌ای هم وارد گود شدند و برای کم کردن اثرات کار رسانه‌هایی خاص، سواد رسانه‌ای خود را افزایش دادند تا هم به ماهیت رسانه مسلط شوند و هم اهداف گردانندگان آن را افشا کنند و هم از این ابزارها در مسیری که خود مطلوب می‌دانند، بهره بگیرند.

اکنون اما ماجرا عوض شده و رسانه دیگر در جایی و مخاطب در جایی دیگر نیست و فاصله‌ها برداشته شده است. الان مخاطب منتظر پیام نیست بلکه همزمان هم تولیدکننده پیام است و هم منتقل‌کننده و هم مصرف‌کننده. تلفن همراه و اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اکنون کاری کرده‌اند که موضوع «آموزش رسانه‌ای» را باید تعمیم داد و سواد رسانه‌ای را باید از کودکان آغاز کرد. همین امروز در ایران شاهد نفوذ و حضور تعیین‌کننده «تلگرام» در میان همه اقشار اجتماعی و در هر سن و سالی هستیم و معلوم است که نیاز به سواد رسانه‌ای در این وضعیت، یک نیاز عام و فراگیر است.

از سواد رسانه‌ای چه انتظاری داریم و در واقع فرق افراد باسواد رسانه‌ای با مردم عادی چیست؟ دکتر یونس شکرخواه از دوستان بنده و صاحب‌نظر رسانه‌ای، برای سواد رسانه‌ای سه شاخصه را مدنظر دارد:

الف: ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه‌ای یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف غذای رسانه‌ای از منابع رسانه‌ای گوناگون که در یک کلام همان محتوای رسانه‌هاست.

ب: آموزش مهارت‌های مطالعه یا تماشای انتقادی

ج: تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه‌ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست.

واقعیت این است که این شاخصه‌ها بیشتر برای رسانه‌های بزرگ موضوعیت دارد و برای رسانه‌های چندسویه و تعاملی مانند «تلگرام» باید مطالعات تازه‌ای صورت گیرد و متناسب با کارکرد آن، شاخصه‌های سواد رسانه‌ای را دوباره باید تعریف و مشخص کرد. البته برخی نکات مانند ضرورت آگاهی از محتوا و نیز ضرورت دیدن و خواندن و شنیدن محتوا از موضع انتقادی در مورد تلگرام هم موضوعیت دارد اما طبعا نقش دستاندرکاران و مالکان تلگرام دیگر مانند نقش مالکان رسانه‌های خبری و صوتی و تصویری با نام و آوازه‌ای مثل یونایتدپرس و… و سی‌ان‌ان و بی‌بی‌سی و… نیست.

شاید فعالان در تلگرام امروز باید به چند نکته مهم توجه کنند، به خصوص ایرانی‌ها که حدود ٧٠ درصد پهنای باند آن را به خود اختصاص داده‌اند با اینکه حدود ١۵ درصد اعضای این شبکه اجتماعی را تشکیل می‌دهند.

نخستین نکته این است که کاربران تلگرام باید از موضع انفعال خارج شوند و فعال باشند و این امر میسر نمی‌شود مگر اینکه خود تولید‌کننده پیام و محتوا باشند. هنر انتخاب مخاطبان خاص را نباید نادیده گرفت زیرا تولید اندیشه و فکر در جمع خواص صورت می‌گیرد. مواردی را سراغ دارم که یک جمع محدود اندیشمند و صاحب‌نظر در یک گروه با روش تعاملی در حال تولید اندیشه و تحلیل هستند و به بررسی همه‌جانبه مسائل تاریخی و سیاسی و اجتماعی می‌پردازند ولی محتوای تولیدی آن گروه، در تمامی گروه‌ها و کل شبکه اجتماعی در حال چرخش و مطالعه است.

نکته دوم این است که کاربران فعال در این شبکه اجتماعی باید از موضع انتقادی به سراغ پیام بروند و قدرت تشخیص درست و نادرست را داشته باشند و توانایی «گزینش» و «انتخاب» پیام و محتوا را کسب کنند. برای انتخاب پیام هم باید ملاک‌هایی مانند صحت و درستی، مفید بودن و کاربرد داشتن و نیاز به پیام را مورد توجه قرار داد. امروزه ما با حجم عظیم اطلاعات و اخبار و محتوای تولیدی در تلگرام مواجه هستیم و یک روز که به سراغ گوشی یا تبلت یا رایانه خود نمی‌رویم با انبوهی از پیام‌های خوانده و دیده نشده مواجه خواهیم بود. این پدیده را باید مدیریت کرد و از گروه‌هایی که محتوای قابل اعتنایی ندارند یا پیام‌های آن مفید نیست و نیاز ما را مرتفع نمی‌کند، از همان ابتدا باید خارج شد.

 

سومین نکته، اهمیت مدیران گروه‌ها و نحوه مدیریت گروه‌های تلگرامی است. هر گروهی که مدیر یا مدیران توانمندی دارد، قادر به مدیریت تولید و انتقال محتواست. مدیریت گروه باید از انتشار پیام‌های کم‌اهمیت و تکراری، شخصی و زاید جلوگیری و این امر را به رویه و فرهنگ تبدیل کند. قطعا باید از عضویت در گروه‌های اتفاقی و سامان‌نیافته طفره رفت و تنها در گروه‌هایی وقت گذاشت که از مدیران توانمند برخوردار است و گروه تاسیسی را حول هدفی مشخص هدایت می‌کند.

Share and Enjoy


اضافه کردن نظر