حاشیه‌نگاری بر یک عکس به بهانه دیدار با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

دیروز (سه‌شنبه ۲۴ تیرماه ۹۳) به همراه جمعی از اصحاب رسانه و فرهنگ، به دیدار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفتم. حدود ۶۰-۷۰ نفر از همکاران مطبوعاتی و ناشران و مدیران سایت‌ها و نویسندگان و فرهنگیان در این دیدار حضور داشتند. قبل از سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، تعدادی از حاضران به نمایندگی از صنف خود و در واقع از سوی همه جمع و هزاران همفکری که در جلسه نبودند، دردهای موجود در حوزه فرهنگ و رسانه را باز گفتند و در حالی که از دولت دکتر روحانی در مجموع اظهار رضایت می‌کردند اما شاکی بودند که هنوز اتفاق جدی و متفاوتی رخ نداده و دولت اعتدال هم تحت فشار مراکز قدرت، نمی‌تواند برای صاحبان اندیشه و فرهنگ کاری متفاوت بکند. غالب آنان از سانسور موجود در حوزه کتاب و مطبوعات، نگران و بر این باور بودند که این روش، نه مطلوب است و نه شدنی یعنی در حالی که یک نوجوان کم سن و سال می‌تواند با یک کلیک به صدها کتاب ضددین و ضداسلام و ضداخلاق و ضدعفت عمومی دسترسی پیدا کند، معنا ندارد که ناشران داخلی را به بهانه‌های واهی گرفتار سانسور و ممیزی کنیم آن هم به خاطر کتابی که با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه منتشر می‌شود و دو سال هم طول می‌کشد که به فروش برسد.

hashemi01

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم در همین زمینه سخن گفت و تاکید کرد که هیچ حاشیه‌ای بر سخنان دوستان ندارد جز تعابیری که درباره خودشان از زبان سخنرانان جاری شد و به گمان آیت‌الله هاشمی بوی اغراق می‌دادند. ایشان از سیره پیامبر و امام علی حرف زدند و این که روح دین اسلام، نه با اکراه و اجبار می‌سازد و نه با سانسور و ممیزی. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی که متاثر بود و اشک در چشمانش جمع شده بود، تاکید داشت که روش آن بزرگان بر تحمل و مدارا بود و تا مرز خشونت‌ورزی و اقدام مسلحانه، همه نقدها و اشکال‌ها و ایرادها را تحمل می‌کردند. ایشان تاکید کرد که روش تجسس در زندگی افراد و راه و رسمی که در سالهای اخیر از سوی نهادهای امنیتی در پیش گرفته شد، بویی از اسلام ندارد. نکته جالب این بود که به گفته آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ایشان هم از این تجسس و مراقبت‌ها مصون نیست و خودش و منزل و محل کار و دفترش دائما تحت کنترل هستند. این گفته ایشان باعث خنده حضار شد اما آیت‌الله هاشمی ادامه دادند که البته ایشان به این مسئله عادت کرده‌اند و راحت‌تر از مردم عادی آن را تحمل می‌کنند.

Share and Enjoy

میرحسین موسوی در مصاحبه با «تایم» چه گفت؟

توضیحی برای دکتر علیرضا مرندی

در چند روز گذشته بار دیگر رسانه وابسته به سپاه پاسداران (خبرگزاری فارس) به سراغ دکتر علیرضا مرندی رفت تا در سالگرد حوادث انتخابات سال ۸۸ موج تبلیغاتی تازه‌ای علیه میرحسین موسوی تدارک دیده شود. دکتر مرندی به این دلیل مورد توجه این گونه رسانه‌هاست که وزیر کابینه موسوی بود و در حوادث سال ۸۸ هم به ناروا مورد تعرض برخی مخالفان قرار گرفت و اکنون با اختلاف دیدگاهی که با موسوی دارد، مستعد طرح مواضعی علیه موسوی است.

n00090407-b

 اظهارات دکتر مرندی درباره مصاحبه موسوی با «تایم»

دکتر مرندی در این گفتگو (به تاریخ ۲۶ خرداد ۹۳) بار دیگر به سراغ مصاحبه میرحسین موسوی با مجله تایم رفت و آن را مورد توجه قرار داد. وی در این باره گفت:

Share and Enjoy

ساعتی پای صحبت بهزاد نبوی

روز پنجشنبه ۲۲ خرداد ماه، با هماهنگی قبلی و به همراه دو تن از دوستان همفکر، به دیدن مهندس بهزاد نبوی رفتم. بهزاد نبوی را همگان می‌شناسند و از نقش وی در سالهای قبل و بعد از انقلاب مطلع هستند. او را باید یکی از سرشناس‌ترین عناصر انقلابی و سیاسی کشور دانست که حذف نام وی از تاریخ مبارزات سیاسی بیش از ۴۰ سال اخیر کشور ما ناشدنی است.

nabavi

در حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ او از جمله کسانی بود که به اتهامات واهی و بدون رعایت تشریفات محاکم سیاسی (مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی)، دستگیر و محاکمه شد و این روزها بعد از تحمل ۵ سال زندان و حبس ناحق، آزاد شده است. اینک او و همسرش روزانه پذیرای دهها تن از دوستداران، همفکران و فعالان سیاسی هستند که به دیدن او می‌آیند و دقایق و ساعاتی را با ایشان سپری می‌کنند.

بهزاد نبوی، بسیار پیرتر از قبل شده است. بیماری و زندان و سن نسبتا بالا او را خمیده کرده است و این را در راه رفتن او کاملا می‌توان مشاهده کرد. البته او حال خودش را متناسب با ۷۲ ساله‌های دیگر خوب می‌داند اما واقعیت این است که نبوی شکسته‌تر از قبل شده است و چه کسی می‌تواند تاثیر ۵ سال زندانی شدن مظلومانه را در این امر انکار کند؟

Share and Enjoy

«مذاکره مستقیم» برای تأمین منافع ملی

روزنامه ایران / چهارشنبه ۲۱ خرداد ۹۳

سال‌ها قبل وقتی از ضرورت «مذاکره مستقیم» میان ایران و امریکا سخن به میان می‌آمد موجی برانگیخته می‌شد زیرا در شرایطی این مسأله مطرح شده بود که هیچ گونه زمینه مساعد روانی و عینی برای تحقق این نظر وجود نداشت و افکار عمومی سیاسیون و مردم عادی، با هرگونه مذاکره میان دو کشوری که دارای منافع متفاوت و حتی متضاد هستند، مخالف بودند.
در آن زمان، مسأله این بود که مذاکره میان امریکا و ایران، مذاکره میان گرگ و میش است و دیپلمات‌های ما نباید وارد بستری شوند که نتایج آن از قبل به زیان ما رقم خواهد خورد. البته برخی از مخالفان، نفس مذاکره را موجب شکستن مرز سیاسی، اعتقادی و ایدئولوژیک میان ایران و امریکا معرفی می‌کردند و به همین دلیل، هرگونه مذاکره با واشنگتن را نفی می‌کردند در عین حال این دیدگاه نیز مطرح بود که مذاکره میان این دو کشور، یک «تابو» نیست و نباید مرز اعتقادی اسلام و کفر تفسیر شود اما مصلحت و منافع جمهوری اسلامی ایجاب نمی‌کند که در این شرایط مذاکره‌ای میان دو کشور صورت بگیرد.
در میان موافقان مذاکره هم اختلافاتی موجود بود در حدی که برخی، مذاکره مستقیم را به هر قیمت پی می‌گرفتند و شکستن تابوی قطع رابطه و مذاکره نکردن را رسالت خود می‌دانستند اما طیفی از موافقان هم بودند که از منظر تأمین منافع ملی، خواستار رابطه بودند و اکنون مذاکره میان ایران و امریکا را با توجه به موقعیت قدرتمند ایران، دیگر شبیه رابطه گرگ و میش نمی‌دانند و به همین دلیل، معتقدند که باید مذاکراتی صورت گیرد بدون آن که این امر را یک رسالت اعتقادی و ایدئولوژیک برای خود تلقی کنند.
بنابراین بتدریج نگاه واقع‌بینانه‌تری در میان سیاسیون شکل گرفته که نتایج آن را در مذاکرات اخیر میان ایران و امریکا شاهدیم. در این نگرش، چند نکته مهم قابل مشاهده است:
۱- نفس مذاکره با امریکا، شکستن مرز ایدئولوژیک میان اسلام و کفر نیست و نباید تصور کرد که هرگونه مذاکره میان این دو کشور، به معنای شکست جمهوری اسلامی و عدول مسئولان نظام از مواضع انقلابی است.
۲- در مقابل، مذاکره و ایجاد رابطه با امریکا، هیچ گونه ضرورت اعتقادی هم ندارد و نباید تصور کرد که به هر قیمت برای برگزاری نشست مشترک میان مسئولان دو کشور و مذاکره مستقیم، اقدام شود.
اصل بودن داشتن رابطه، هنگامی درست است که این قصه‌ها میان ایران و امریکا پیش نیامده بود و مناسبات میان دو کشور، به این مرحله نمی‌رسید. اینک ادامه وضعیت کنونی، یک امر طبیعی می‌نماید و تغییر وضعیت کنونی باید مبتنی بر دلایل قوی و قابل اعتنا انجام گیرد.
۳- انجام مذاکره مستقیم، تابع منافع ملی و مصالح انقلابی ماست و اگر این امر ایجاب کند، سیاستمداران ما باید برای انجام گفت‌و‌گوی مستقیم، آماده باشند که هستند. ما با امریکا مرز اعتقادی مانند مرز روشن ما علیه موجودیت رژیم اسرائیل، نداریم و بنابراین اگر اقتضای منافع ما باشد، اقدام به مذاکره با امریکا هم خواهیم داد. مهم این است که مذاکره، تابو نیست و باید با هدف تأمین منافع ملی یا دفع خطر بزرگتر یا رسیدن به اهدافی مشخص، صورت گیرد.
۴- در وضعیت کنونی که ایران از موضع قدرت، با بزرگترین کشورهای دنیا در قالب یک هیأت در حال مذاکره است، به ناچار به لوازم این گونه مذاکرات هم تن باید داد و از جمله نشستن با امریکاییان برای تأمین منافع ملی را کاری بایسته باید تلقی کرد. همگان می‌دانند که طرف اصلی مذاکره ما را واشنگتن تشکیل می‌دهد و مذاکره با این کشور و رسیدن به توافق، کار مذاکره با ۱+۵ را تسهیل خواهد کرد. مهم این است که دیپلمات‌های ما توان لازم برای پیگیری منافع ملی را در این مذاکرات داشته باشند که دارند.

Share and Enjoy

متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل عقلی قایل نشدیم

گفتگوی علی شکوهی با شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه)

علی شکوهی، روزنامه نگار با ابراز نگرانی از وضعیت اخلاق در جامعه، بیشترین نقش در تربیت اخلاقی جامعه را متوجه عالمان و حکومت ها دانست و یادآور شد: نمی توان به دلیل وجود افرادی که فراتر از سنتهای اجتماعی و مناسبات حاکم بر جامعه، خود را تربیت کرده اند و می توانند جامعه سازی کنند، این تفکر را تعمیم داد و تصور کرد پس از طریق توجه صرف به افراد میتوان جامعه را ساخت. او به تاثیر شیوه های تبلیغی قدرت های جهان اشاره کرد و با انتقاد از آنچه داخل ایران رخ می دهد، بیان کرد: نسل های قبلی در انتقال مفاهیم فرهنگی به نسلهای جدید ناکام مانده اند. در این بستر لیز، آماده و بی هویتی که به هر دلیلی در جامعه مشاهده می شود، متاسفانه زمینه برای اثرگذاری دیگران بسیار بالا رفته است؛ آن هم جریانی که نفسانی ترین فرهنگ را با پیشرفته ترین تکنولوژی و پیچیده ترین تکنیک ارائه می دهد.

شکوهی در گفت وگو با شفقنا: متاسفانه برای اخلاق، مبانی مستقل اخلاقی قایل نشدیمعلی شکوهی، روزنامه نگار در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) در توضیح چگونگی احیای اخلاق در جامعه و نقش افراد در این زمینه بیان کرد: در جوامع به هم پیوسته کنونی که سرنوشت همه ملت­های دنیا و همه اقشار اجتماعی درون یک کشور به طور جدی به هم پیوند می‌خورد، افراد را در چارچوب اخلاق فردی نمی‌توان تعریف کرد. اخلاق با نگاه فردی – روان‌شناسانه قابل تبیین و تعریف نیست و قطعا نوعی نگاه جمعی – جامعه‌شناسانه احتیاج است تا دستاوردی در جهت یافتن راه‌هایی برای احیای اخلاق در جامعه داشته باشد. به همین دلایل بحث اخلاق را در حوزه تربیت افراد به مفهوم شخص و فرد نباید متمرکز کرد و سهم عوامل اجتماعی در احیای اخلاقیات و از بین بردن موانع تحقق ارزش های اخلاقی را باید مضاعف دید.

Share and Enjoy

گام دیرهنگام مجلس برای تهیه قانون جرم سیاسی

روزنامه ایران / اول خرداد ۹۳
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ذات خود دارای اصول مترقیانه و ارزشمندی است که سازوکار نظام را به مردم سالاری دینی نزدیک می کند. یکی از نشانه های وجود مردم سالاری در هر نظام سیاسی، به رسمیت شناختن حق مخالف و نحوه مواجهه قابل دفاع با کسانی است که با انگیزه مخالفت، فعالیت می کنند و حتی جرایمی را هم مرتکب می شوند. همه نظام های سیاسی با حامیان خود رابطه حمایت آمیز دارند ولی وقتی حقوقی را برای مخالفان خود در نظر می گیرند، معلوم می شود که مردم سالارند و به آزادی فعالیت مخالفان خود هم اعتقاد دارند. قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول خود، حق مخالف را به رسمیت شناخته و به همین دلیل، در ذات خود مترقیانه است. این نکته مشخصاً در اصل ۱۶۸ قانون اساسی تبلور یافته که مطابق آن، به جرایم سیاسی همانند جرایم مطبوعاتی، در محاکم دادگستری و به صورت علنی و با حضور هیات منصفه رسیدگی می شود.
    متاسفانه طی ۳۶ سال گذشته که زمان بسیار زیادی است، قانون مربوط به جرایم سیاسی تهیه و تصویب نشد و این نقصی بارز و جدی در تحقق مردم سالاری دینی است. طی این مدت، برخورد محاکم ما با مجرمان سیاسی مشابه مجرمان امنیتی بود و دادگاه ها، ده ها نفر از فعالان سیاسی را بدون رعایت محتوا و تشریفات موجود در اصل ۱۶۸ قانون اساسی، محاکمه و محکوم کردند. دلیل صوری این گونه عملکرد محاکم قضایی این است که ما اساساً قانون جرم سیاسی نداریم گویی هزینه این غفلت در تهیه و تصویب نکردن قانون جرم سیاسی را باید کسانی بپردازند که از حق مذکور در اصل ۱۶۸ قانون اساسی برخوردارند.
    البته طی این سال ها، چندین بار مجلس شورای اسلامی برای تصویب این قانون تلاش کرد و حتی در مجلس ششم، قانون جرم سیاسی به تصویب هم رسید ولی در شورای نگهبان به آن اشکالات زیادی وارد شد و در نهایت با اصرار نمایندگان مجلس، آن قانون به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت. در مجمع نیز با وجود تشکیل جلسات تخصصی متعدد، کاری از پیش نرفت و در نهایت به امید تهیه قانون جدید از سوی قوه قضائیه، مسکوت ماند.
    اینک اما فعالیت تازه ای در مجلس در حال انجام است که امید به تصویب قانون جرم سیاسی را افزایش داده است. رئیس مجلس شورای اسلامی در یکی دو سال قبل وعده داده بود که حتماً در مجلس جدید، قانون جرم سیاسی تصویب خواهد شد و اینک بر همین اساس، طرحی فراهم آمد و کارهای کارشناسی گسترده ای انجام شد. همین روزها، مواد این طرح پیشنهادی در کمیسیون حقوقی مجلس، مورد بحث و گفت وگوست و در آینده ای نزدیک، بررسی علنی این طرح در مجلس را شاهد خواهیم بود. آنچه امید به تصویب این طرح را در این ایام بیشتر کرده، همسویی هر سه قوه در ضرورت تصویب این قانون است. دولت با توجه به شعارهای تبلیغاتی دکتر روحانی، طرفدار تهیه و تصویب این قانون است. قوه قضائیه هم در یکی دو سال گذشته، لایحه ای را در همین زمینه تهیه کرده و هر چند به صورت قانونی آن را به مجلس ارائه نکرده اما متن مورد نظر خود را برای مجلس فرستاده و اینک در جلسات مشترک با نمایندگان، در حال تدارک و تسهیل تصویب این قانون است. مجلس هم که خود پیشتاز این امر در این مقطع است. به همین دلیل باید امیدوار بود با تفاهم موجود میان سه قوه در زمینه ضرورت تهیه و تصویب قانون جرم سیاسی، این بار با مشکل مواجه نشویم و یکی از اصول تعطیل شده قانون اساسی را از مهجوریت خارج کنیم و گامی به مردم سالاری دینی نزدیک شویم. البته نحوه برخورد شورای نگهبان با طرح پیشنهادی، موضوعی مهم و دغدغه جدی همگان است که در وقت خودش باید درباره آن سخن گفت.

Share and Enjoy

تشکیل مجلس جوانان؛ با کدامین هدف؟

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۳

معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان اعلام کرد که این وزارتخانه در حال بررسی طرح مطالعاتی تشکیل مجلس جوانان است. دکتر گلزاری تأکید کرد که در حال رایزنی با دولت و مجلس هستیم تا روند تشکیل این مجلس، کوتاه‌تر شود. طرح مجدد این ایده، مایه خرسندی است و اقدامات مسئولان در این زمینه را باید به فال نیک گرفت اما توجه به چند نکته در این زمینه ضروری است:
اول- ایده تشکیل مجلس جوانان در دوره اصلاحات هم مطرح بود و در حوزه معاونت اجتماعی وزارت کشور، تلاش‌هایی برای تشکیل آن صورت گرفت و اساسنامه و چارچوب کار هم فراهم آمد اما به دلایل متعدد، عملی نشد. در آن دوره، بدگمانی موجود نسبت به هر فعالیتی که در حوزه جوانان انجام می‌شد، مانع اصلی عملی شدن چنین ایده‌هایی بود. بجاست از همه تجارب موجود در این زمینه، برای ساماندهی امر مشارکت سیاسی- اجتماعی جوانان استفاده شود و مسئولان مربوطه، این کار را در نقطه صفر و در ابتدا تصور نکنند.
دوم- نوع نگاه ما به «جوانان» از یک سو و به «تشکیلات» از سوی دیگر، تأثیرگذارترین عنصر در ساماندهی فعالیت جوانان از جمله در قالب مجلس جوانان است. اگر جوانان را فرصت بدانیم به گونه‌ای عمل خواهیم کرد و اگر تهدید بدانیم به روشی دیگر. اگر نهادهای مدنی و تشکل‌های جوانان را امکانی برای حل معضلات جوانان بدانیم، حتماً به سوی سازماندهی و ایجاد تشکل‌های مدنی خواهیم رفت و اگر از هرگونه تجمع و گردآمدن جوانان بهراسیم و نهادهای با محوریت جوانان را اسباب دردسر سیاسی تلقی کنیم، در آن صورت از فعالیت‌هایی مانند مجلس دانش‌آموزی یا مجلس جوانان، فاصله خواهیم گرفت. قبل از هر تلاشی برای ایجاد نهادهای سیاسی جدید مرتبط با جوانان، حتماً باید نهادهای امنیتی، سیاسی و دینی را توجیه کرد تا نوع نگاه آنان تغییر کند و جوانان و تشکل‌های مربوط به آنان را یک فرصت بدانند نه تهدید.
سوم- هدف نهایی از ایجاد مجلس جوانان چیست؟ آیا می‌خواهیم بستر مشارکت سیاسی برای جوانان را فراهم و راه حرکت اجتماعی آنان را هموار کنیم؟ آیا بر این باوریم که این گونه نهادها و تشکل‌ها، روند جامعه‌پذیری و جامعه‌پذیری سیاسی جوانان را تسهیل خواهند کرد؟ آیا شور و شعور سیاسی و آموزش امور اجتماعی را می‌توان از این طریق تقویت کرد؟ اگر چنین اهدافی در میان است و قرار نیست یک کار نمایشی در سطح کشور انجام شود، باید به لوازم نظری و عملی این اهداف هم تن داد و از جمله سازوکاری را فراهم کرد که نهادینه شدن فعالیت سیاسی و اجتماعی جوانان را میسر کند و جوانان بیشتری را شامل شود. هیچ کس نذر نکرده است که یک تشکل تازه را در کشور ایجاد کند بدون آن که اهداف روشنی مدنظر باشد یا به نیازهای مشخصی جواب داده شود.
چهارم- مجلس دانش‌آموزی موجود، بیانگر نوعی دوگانگی در رفتار سیاسی و نمایش این رفتار است و نباید گذاشت در مورد مجلس جوانان هم این امر تکرار شود. در مدارس کشور، ما هم افت تحصیلی وسیع داریم و هم دانش‌آموز المپیادی، زیرا در حالی که وضعیت نظام آموزشی کشور، چندان مطلوب نیست اما با سرمایه‌گذاری روی عده‌ای نخبه و خواص، در المپیادها هم شرکت می‌کنیم و مقاماتی هم در سطح جهانی کسب می‌کنیم. در این حالت، جوانان نخبه المپیادی، محصول نظام آموزشی ما نیستند زیرا در تربیت آنان، سازوکاری جداگانه وجود دارد. مجلس دانش‌آموزی نیز چنین است یعنی در حالی که نظام مشارکت دانش‌آموزان در سطح مدارس و از طریق شوراها کارآمد نیست و نقش روشنی برای دانش‌آموزان در اداره مدارس لحاظ نشده اما مجلس دانش‌آموزی هم تشکیل شده است که نماد مشارکت سیاسی دانش‌آموزان است. این دوگانگی و تناقض نباید در مورد مجلس جوانان ایجاد شود. یعنی در ابتدا باید بستر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی جوانان را در سطح شهرها و روستاها ایجاد کرد و نتیجه منطقی آن را مجلس جوانان به عنوان نماد مشارکت سیاسی و اجتماعی جوانان قرار داد. در غیر این صورت، هم مجلس جوانان را به صورت یک حرکت نمایشی خواهیم داشت و هم هیچ هدف جدی و مهمی را با این فعالیت پی نخواهیم گرفت.

Share and Enjoy

عهدی به نام «اصلاح توزیع یارانه‌ها»

روزنامه ایران / چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۳

بار دیگر یارانه نقدی به حساب سرپرستان همه خانواده‌هایی که ثبت‌نام کرده بودند، واریز شد تا عملاً اثبات شود سنگی که چند سال قبل در چاه انداخته شد، به این آسانی‌ها از چاه خارج نخواهد شد. انتظار از دولت روحانی این بوده و هست که هدفمندی یارانه‌ها را دوباره هدفمند کند و از هدر رفتن منابع مالی کشور جلوگیری به عمل آورد.
درباره هدفمندی یارانه‌ها، چند نکته مهم قابل طرح است:
۱- ادامه پرداخت یارانه به سوخت، شدنی نبود و نیست و گران شدن اقلام سوخت کاملاً طبیعی است و بنابراین اجرای طرح هدفمندی در مجموع،‌ هم مفید است و هم گریزناپذیر.
۲- هیچ دلیل منطقی و اقتصادی وجود نداشت و ندارد که با گران شدن اقلام سوخت و انرژی، درآمد حاصل از آن را باید به صورت نقدی در میان مردم توزیع کرد. مهم این است که این ارقام با اولویتی که در کلیت نظام در نظر گرفته می‌شود، به سود و نفع مردم هزینه شود.
۳- توزیع نقدی درآمد حاصل از گران‌شدن انرژی، اقدامی غلط بود که در دولت قبلی سنگ‌بنای آن گذاشته شد. یارانه نقدی به مردم، بر حجم نقدینگی کشور افزود و پایه پولی کشور را تغییر داد و تورم بزرگی را پدید آورد.
۴- توزیع نقدی یارانه میان همه مردم به صورت مساوی، وجهی ندارد. دلیلی ندارد که همه مردم اعم از نیازمند و ثروتمند،‌ به صورت یکسان از کمک دولت برخوردار شوند. طبعاً همه کسانی که برخوردارند و امکانات مادی زیادی دارند، از کسانی محسوب می‌شوند که از خدمات دولت در ایجاد امنیت و ثبات و رفاه، بیشتر بهره می‌برند و غالب آنان هم به اندازه‌ای که در عرف کشورهای دیگر مرسوم است، مالیات نمی‌دهند. حتماً باید نیازمندان را مورد حمایت قرار داد نه همه افراد جامعه، حتی طبقه مرفه و غنی را که نیازی به این کمک ندارند.
۵- دولت روحانی اعلام کرد که یارانه را به نیازمندان اختصاص خواهد داد اما اکنون روشن شده که این کار نیازمند اطلاعات درستی از درآمد مردم است که البته نداریم. چگونه می‌شود باور کرد که ۹۰ درصد مردم ما درآمد زیر یک میلیون و ۶۰ درصد آنان، درآمد زیر ۶۰۰ هزار تومان دارند؟ این آمار و اطلاعات نیازمند پالایش است و حتماً نباید مورد قبول واقع شود. باید راهی برای تشخیص نیازمندان از افراد بی‌نیاز جامعه پیدا کرد تا مجبور نباشیم مانند گذشته عمل کنیم و به همه یارانه بدهیم.
۶-‌ دولت بر اساس مصوبه مجلس باید از دادن یارانه به همه کسانی که ثبت‌نام کرده‌اند، خودداری کند. نمی‌گوییم آن تهدیدهایی که اعلام شد، عملی شود و جریمه کردن کسانی که اطلاعات غلط داده‌اند در دستور کار قرار گیرد اما دست‌کم باید اقشار بی‌نیاز به یارانه، هر چه زودتر از فهرست دریافت کنندگان خارج شوند.
۷- ‌بر این باورم که اگر مردم در جایی مانند حوزه بهداشت، تغییرات ملموسی را احساس کنند و معلوم شود که یارانه‌ها به صورت درست و منطقی هزینه می‌شود، هیچ شکایتی از قطع یارانه‌ها نخواهند داشت. حتی اگر کل یارانه مردم قطع شود اما در بیمارستان و درمانگاه و داروخانه و مطب پزشکان، سهم مردم در پرداخت هزینه‌های بهداشت و درمان کاهش یابد و حتی به صفر برسد، مردم قانع خواهند شد و به دولت اعتماد خواهند کرد.
۸-‌ تمام کردن روند پرداخت یارانه به مردم، همان بیرون کشیدن عاقلانه آن سنگی است که روزی در چاه افتاد و امروز همه را دچار زحمت کرده است. این کار باید صورت گیرد. دولتمردان کنونی باید با هزینه کردن درست درآمدها برای نیازهای واقعی مردم و نیازمندان جامعه، روند غلط چند سال اخیر را اصلاح کنند. روزی مردم درخواهند یافت که همین دولتی که روند نادرست توزیع یارانه را اصلاح کرده، دلسوزتر از دولتی است که با توسل به اقدام‌های پوپولیستی و عوامفریبانه، پول ناچیزی را به جیب مردم ریخت اما امکانات زیادی را از سر سفره آنان بر باد داد و کمر اقتصاد کشور را شکست.

Share and Enjoy

منطق هسته‌ای روحانی

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۳

دیروز در مراسم رونمایی از سه دستاورد جدید هسته‌ای کشور، روحانی به طرح سخنانی مبادرت کرد که می‌توان آن را «منطق هسته‌ای روحانی» دانست. ایشان رویکردهایی را مورد توجه قرار دادند که هم مرز روشن مواضع ایشان با طرف‌های غربی را ترسیم می‌کند، هم جهت‌گیری کلان دولت در رشد درون‌زا و تکیه بر منافع ملی را نشان می‌دهد، هم چرایی مذاکره در این زمینه را بیان می‌کند و هم به بسیاری از اتهام‌های مخالفان افراطی دولت پاسخ می‌دهد.
اول- روحانی نشان داد که دشمن، دشمن است و در تمامی سال‌های قبل و بعد از انقلاب، رفتارهای خصمانه داشته است. ایشان در سخنان خود، موارد متعددی از خصومت‌ورزی دشمنان کشور را ذکر و بر این نکته تأکید کرد که ملت ما با وجود خواست مخالفان، به راه خود رفته است. متأسفانه تا صحبت از مذاکره به میان می‌آید، برخی از افراد گمان می‌کنند که اساساً وجود جبهه دشمن را باید انکار کرد. روحانی نشان داد که رفتارها و سیاست‌های جبهه خصم را به معنای واقعی رصد می‌کند.

دوم- رئیس جمهوری بر حقوق هسته‌ای  جمهوری اسلامی تأکید مجدد کرد و عقب‌نشینی از مواضع بحق و منافع مسلم ایران را حتی برای یک قدم جایز ندانست. وی تأکید کرد که ایران تسلیم آپارتاید علمی و هسته‌ای نخواهد شد و استفاده از فناوری هسته‌ای را حق مسلم جمهوری اسلامی می‌داند. اعلام این مواضع نیز از دو سو حائز اهمیت است. هم موافقان مذاکرات را آگاه‌تر می‌کند که هدف اصلی چیست و هم به ادعای مخالفان پاسخ فیصله بخش می‌دهد که دولت از مواضع اصولی نظام عقب نخواهد نشست. اما نکته مهم‌تر این اعلام مواضع، هشدار به طرف‌های مذاکره کننده است که گمان نکنند دولت کنونی ایران، به هر قیمتی حاضر به مذاکره است. تأکید روحانی بر این نکته که حتی اگر لازم باشد به غنی‌سازی ۲۰ درصد هم باز خواهیم گشت، هشداری به طرف غربی مذاکره است تا گمان نکنند که می‌توانند وقت‌کشی و کارشکنی کنند و در این ۶ ماهه مورد توافق، از نهایی کردن مذاکرات و رسیدن به توافق نهایی خودداری کنند.
سوم- پذیرش مذاکره با غرب بر سر مسأله هسته‌ای، نوعی پیشروی جمهوری اسلامی در حوزه دیپلماسی عمومی و گامی برای خلع سلاح جبهه مخالف نظام است. این واقعیت را نباید انکار کرد که برخی طرف‌های غربی به خاطر اختلاف‌های بنیادینی که با نظام ما دارند، در تنور دشمنی با جمهوری اسلامی می‌دمند و با توسل به دروغ و اتهام‌های بی‌وجه می‌کوشند از نظر حقوقی و سیاسی، محدودیت‌هایی را متوجه ایران اسلامی کنند. برای ایران روشن است که این اتهام‌ها غلط است و مبنایی ندارد اما این کافی نیست که ما بر حقیم و دشمنان ما فاقد منطق و استدلالند. باید برای قانع کردن افکار عمومی مردم جهان و نیز نهادهای حقوقی بین‌المللی، کارهایی مناسب انجام داد و با شفاف‌سازی و ارائه مدارک و پرهیز از طرح مواضع و سخنان نسنجیده، دست دشمنان را بست و هزینه ضدیت با ایران را در جهان بالا برد. باید نشان دهیم که فعالیت‌های هسته‌ای ما بدون انحراف و صلح‌آمیز است و اتهام‌های مطرح شده، وجهی ندارد. این کار به برداشتن گام‌های شجاعانه حقوقی و حضور در صحنه‌های خبری و دیپلماتیک جهانی نیاز دارد.
چهارم- روحانی هم تأکید دارد که ما در انقلاب و دفاع مقدس و رسیدن به فناوری‌های نوین، روی پای خود ایستادیم و خداوند هم ما را به برکت مقاومت و اخلاص و فداکاری مردم، پیروز ساخت. وی نیز نگاه به درون دارد و برای رسیدن به قله‌های علم و دانش به عنوان قطب قدرت اقتصادی و فرهنگی و دفاعی، تکیه بر نیروهای درون را یک اصل اساسی می‌شمارد.
محورهای فوق در سخنان دکتر روحانی برجسته شد تا تأکید شود که جامعیت مواضع ایشان در موضوع هسته‌ای، شایان توجه است و همپوشانی کامل با مواضع رسمی نظام دارد. در نتیجه اتهام‌های وارده به دولت ایشان از سوی افراطیون و چسباندن انگ‌هایی نظیر؛ سازشکاری و عدول از ارزش‌ها، ظلم به رئیس جمهوری و در واقع ظلم به حقیقت است. در عین حال شخصاً از بخش دیگری از سخنان ایشان لذت بردم که در وصف حکومت امام علی(ع) بر زبانش جاری شد. آنجا که رئیس جمهوری با بیان این که افتخار بزرگ ما این است که مولای‌مان علی(ع) است، گفت: مولایی که در حکومتش به همه مخالفانش تا روزی که به شمشیر دست نبردند آزادی کلام و عمل داد و حتی اجازه داد در مسجدش بیایند و در مقابلش حرف بزنند و توهین بکنند اما وقتی شمشیرها را از نیام بیرون آوردند، یک دقیقه هم غفلت نکرد.

 

Share and Enjoy

ما هم دلواپسیم!

روزنامه ایران / چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۳

در چند روز گذشته فعالیت‌هایی در سطح کشور از سوی طیفی خاص انجام شد که توجه به ابعاد و انگیزه‌ها و نتایج آن بسیار ضروری است. همایش برخی از نیروهای سیاسی رادیکال در محل لانه جاسوسی و تدارک وسیعی که برای آن دیده بودند و نیز پرسشی که دیروز از سوی نمایندگان همان طیف سیاسی از وزیر امور خارجه مطرح شد، شاید برای برخی عادی جلوه کند اما به نظر می‌رسد باید از منظری دیگر هم به آن نگریست و از دل آن رخداد، هشدارهایی را برای مسئولان و نخبگان سیاسی برجسته کرد.
اول- دولت دکتر روحانی، سه مسأله مهم را در دستور کار خود قرار داده است. اول، پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و به نتیجه رسانیدن آن به سود منافع ملی از جمله لغو تحریم‌ها با حفظ حق غنی‌سازی در داخل. دوم، حل مشکلات اقتصادی کشور آن هم در شرایط تحریم و میراث تلخی که از دولت قبل بر دوش این دولت نهاده شده  است از جمله ساماندهی مجدد مقوله یارانه‌های نقدی و اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها. سوم، گشایش فضای سیاسی و فرهنگی در داخل و عبور مناسب از بحران‌هایی که در سال ۸۸ در کشور ایجاد شد و متأسفانه شکاف میان نیروهای انقلاب را عمق بخشید. دولت روحانی با همین اهداف، از سوی مردم به قدرت رسید اما مخالفان این سیاست‌ها نیز در داخل کشور، هر چند اندک هستند اما متأسفانه به پایگاه‌هایی از قدرت تکیه دارند. طبعاً کار دولت در تحقق همه اهداف خود با توجه به مخالفان سازماندهی شده موجود، بسیار دشوار است.
دوم- دیپلماسی خارجی و مذاکرات هسته‌ای، برجسته‌ترین نقطه تفارق میان دولت دکتر روحانی با دولت قبلی است و بنابراین توفیق یا عدم توفیق دولت در این مذاکرات، مهم‌ترین عنصر ارزیابی عملکرد دولت تدبیر و امید خواهد بود. چشم امید حامیان دولت، بیشتر به موفقیت این نگرش تازه در مذاکرات سیاسی میان ایران با کشورهای غربی دوخته شده است و مخالفان هم به زعم خویش مهم‌ترین نقطه ضعف و جنبه آسیب‌پذیر دولت را همین مذاکرات تلقی می‌کنند. موافقان دولت، مذاکره بر سر برخی از توانمندی‌های هسته‌ای از جمله اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را بهترین امکان برای رسیدن به توافق می‌دانند و بر همین اساس هم از مذاکرات هسته‌ای و نتایج و دستاوردهای آن دفاع می‌کنند اما در مقابل، مخالفان که شکست این مذاکرات را طالبند، از ابتدا این مذاکرات را محکوم به شکست معرفی کرده و برای اثبات سخن خود، به هر کاری متوسل می‌شوند ولو آن که به زیان منافع ملی باشد.
سوم- مخالفان دولت در داخل، بر این باورند که اگر دولت روحانی در هر کدام از اهداف مورد نظر خود موفق شود، پایگاه اجتماعی‌اش دوچندان تقویت شده و احتمالاً منجر به قدرت گرفتن نیروهای سیاسی معتدل و اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده خواهد شد، بنابراین آنها در تلاشند تا دولت در هر سه زمینه، ناکام بماند. کارشکنی در حوزه تعمیق آزادی‌های سیاسی و فرهنگی، برای آنان بسیار میسر است و به همین دلیل دست دولت را در موضوع هایی مانند رفع مشکلات حبس برخی چهره‌های سیاسی یا تشکیل نهادهای مدنی مانند انجمن صنفی مطبوعات و… می‌بندند و اجازه تحرک به دولت در این زمینه‌ها داده نمی‌شود. در حوزه مسائل اقتصادی هم بر تنور مطالبات مردم از دولت می‌دمند و طرح‌های اقتصادی دولت روحانی را مورد چالش قرار می‌دهند و همه آنچه را باید از دولت قبلی طلب می‌کردند، از این دولت می‌خواهند. در حوزه سیاست خارجی و مذاکرات هسته‌ای، مسأله را بسیار جدی‌تر پی می‌گیرند چرا که معتقدند اگر دولت روحانی در این مذاکرات شکست بخورد، دیگر قدرت چانه‌زنی در حوزه‌های دیگر را نخواهد داشت و بازگرداندن مردم به سوی نیروهای مورد حمایت آنان، تسهیل خواهد شد.
چهارم- این نوع نگرش و عملکرد نیروهای سیاسی خاص، جای دلواپسی دارد. آنها باید بدانند که دولت روحانی در مذاکرات هسته‌ای، نماینده کل نظام است و تقویت تیم مذاکره کننده، منجر به تأمین منافع ملی می‌شود و شکست احتمالی مذاکرات و پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی آن، به زیان همه مردم و کشور و انقلاب تمام خواهد شد. همچنین باید بدانند که عدم توفیق دولت در عرصه اقتصادی و دامن زدن به مطالبات مردم به صورت غیرمنطقی، شاید در کوتاه مدت به زیان پایگاه اجتماعی دولت تمام شود اما در نهایت به مشروعیت مردمی نظام صدمه وارد خواهد کرد. جلوگیری از تحقق وعده‌های دولت در زمینه گشایش فضای سیاسی و فرهنگی هم به زیان همه کسانی تمام خواهد شد که علی‌رغم خواست دولت، مانع این امر می‌شوند و این مسأله را هیچ کس به حساب عملکرد دولت نخواهد گذاشت. بنابراین «ما هم دلواپسیم» که نکند یک جریان سیاسی افراطی با توجه به عملکرد و مواضع چند سال اخیرش، به انجام هر کاری برای تضعیف دولت متوسل می‌شوند تا از توفیق دولت در تحقق وعده‌های انتخاباتی‌اش، جلوگیری کند. ما هم دلواپس عملکرد کسانی هستیم که تا دیروز، عرصه سیاست خارجی را ابزار کسب وجهه در حوزه داخلی تلقی می‌کردند و اینک اساساً نمی‌توانند باور کنند که دیپلمات‌های انقلابی کشور و فرزندان همین ملت، حاضرند وجهه داخلی‌شان هم آسیب ببیند و هزار اتهام ناروا را به جان می‌خرند تا از منافع و امنیت ملی کشور در عرصه بین‌المللی دفاع کنند.

Share and Enjoy

صفحه 1 از 1512345...10...قبلی »