یادداشت‌هایی که در روزنامه ایران منتشر نشد!

اشاره: از اول مهر سال ۹۲ رسما ستونی در روزنامه ایران در اختیارم قرار گرفت تا بتوانم در «حاشیه و متن» رخدادهای داخلی و خارجی کشور، نظراتی را به صورت روزانه بنویسم. فرصت خوبی بود اما متاسفانه از اوایل آذرماه به دلایلی این ستون ادامه نیافت و اینک کار به جایی رسیده است که عملا از نوشتن روزانه در روزنامه ایران مایوسم. مسئولان روزنامه ملاحظاتی دارند و احتمالا باید فشارهایی را به خاطر یادداشت‌های بنده تحمل کنند و همین امر مطلوب بنده نیست. امیدوارم شرایط آنقدر تغییر کند که امثال ما امکان انتشار حرفهای خیرخواهانه خودمان را در داخل کشور و بدون توسل به رسانه‌های دیگران داشته باشیم. در طی چند ماه گذشته، تعدادی از یادداشتهای بنده به ملاحظاتی در روزنامه ایران منتشر نشدند که اینک در سایت «نقد زمانه» اقدام به انتشار ۷ مورد از آن یادداشت‌ها می‌کنم تا دوستان از محتوای آن مطلع باشند. ذکر دلایل و ملاحظات عدم انتشار آن در روزنامه ایران هم ضرورتی ندارد و خوانندگان گرامی خود شاید حدس بزنند.

 چهارشنبه ۲۹ آبان ۹۲

به «یارانه» هم «یارانه» داده‌ایم!

 کارشناسان زیادی را می‌شناسم که معتقدند تاریخ اقتصاد ایران به قبل و بعد از احمدی‌نژاد و دولت نهم و دهم تقسیم می‌شود زیرا در دوره ۸ ساله ایشان، کارهایی صورت گرفت که هم با منطق حاکم بر تصمیمات گذشتگان متفاوت بوده و هم دست مدیران بعدی را برای اتخاذ هر تصمیم درست بسته است و بنابراین یک نقط عطف در تاریخ اقتصاد کشورمان به حساب می‌آید. یکی از این اقدامات بغایت غلط، دادن یارانه نقدی به همه مردم بود که در همان زمان، مورد اعتراض کارشناسان زیادی قرار گرفت اما به این اعتراضها و نظرات کارشناسانه صاحبنظران بی‌اعتنایی شد.

Share and Enjoy

مداحان هفت‌­تیرکش و واعظان هتاک، سخنگویان دینداری نیستند

متن جوابیه داود دشتبانی به نوشته میکائیل دیانی

اشاره: به دنبال انتشار جوابیه آقای میکائیل دیانی به نوشته بنده (امام خمینی، بازرگان و مصدق)، جوابیه‌ای از سوی آقای داود دشتبانی دبیر سیاسی اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، منتشر شد که در آن به اظهارات آقای دیانی پاسخ داده شد. با این توضیح که بنده توضیحات خود را تا انتشار متن کامل جوابیه آقای دیانی،‌ نمی‌توانم منتشر کنم، توجه دوستان را به متن جوابیه آقای دشتبانی به آقای دیانی جلب می‌کنم که در پیرامون همان مطالبی است که در نوشته بنده مطرح شده‌اند.

 جناب آقای دیانی

با عرض سلام و احترام

در مناظره‌ای که ۱۶ آذرماه به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه سیستان و بلوچستان با جنابعالی داشتم به اقتضای موضوع این مناسبت انتظار می‌رفت سخن از دانشگاه و دانشجویان و انجمن‌های اسلامی به مثابه مهمترین و اصیل­ترین نهادهای دانشجویی تاریخ معاصر برود اما در انتهای جلسه طرح چند قضاوت تاریخی جنجالی و بی مقدمه از سوی حضرتعالی اصل موضوع را به حاشیه راند و اقتضای زمان جلسه اجازه پاسخگویی را فراهم نکرد. علاوه بر آنکه متاسفانه سخنان بنده در این مناظره نزد خودم مکتوب نبود و تنها متن خبری آن نیز توسط برگزارکنندگان در رسانه‌ها منعکس شد، سخنان شما را به تفصیل و مکفی و سخنان من را بریده بریده و نامفهوم منتقل کرد اما گریزی از عدالت مهروزانه ایشان که رسم چندساله این سرزمین شده، نبود.

استاد علی شکوهی در پی این مناظره از منظر یک پژوهشگر تاریخ تذکراتی دقیق و منصفانه منتشر نمودند تا در ارائه تحلیل و مراجعه به تاریخ راه تحقیق و استناد در پیش گرفته شود و تاریخ وسیله و ابزار سیاسی­کاری و جدال و مواجهه‌های بی­سرانجام تلقی نشود.

Share and Enjoy

جوابیه‌ای به مقاله «امام خمینی، بازرگان و مصدق»

جوابیه میکائیل دیانی عضو انجمن اسلامی دانشجویان مستقل به نوشته بنده 

 اشاره: برای آن که در جریان پیشینه محتوای این مطالب قرار بگیرید، به چند نکته زیر توجه کنید:

۱-    در تاریخ شنبه ۱۶ آذر ۹۲ در دانشگاه سیستان و بلوچستان، میکائیل دیانی به نمایندگی از انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران و داوود دشتبانی دبیر سیاسی اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به مناظره پرداختند.

۲-    در اظهارات آقای دیانی، چند مطلب تاریخی بیان شد که از نظر استناد تاریخی، اشکال داشت و به همین دلیل بنده مطلبی با عنوان «امام خمینی، بازرگان و مصدق» نوشتم که هم در سایت آینده و هم در سایت نقد زمانه انتشار یافت.

۳-    مدتی بعد آقای دیانی در باره بخشی از مطالب بنده، جوابیه­ای را در سایتهای متعدد و خاص انتشار داد و چنین وعده داد که در باره بقیه نقدهای بنده هم بتدریج جوابیه­هایی را منتشر کند. تاکنون جوابیه­های بعدی آقای دیانی منتشر نشده است.

۴-    در فاصله­ای که بنده منتظر انتشار همه جوابیه آقای دیانی بودم تا یکجا به اظهارات ایشان پاسخ بدهم،‌ آقای داود دشتبانی دست به قلم شد و جوابیه­ای را برای آقای دیانی فرستاد که برخی از محورهای سخن ایشان را مورد انتقاد قرار داده بود.

در زیر جوابیه آقای میکائیل دیانی به نوشته بنده را می­خوانید. جوابیه آقای داود دشتبانی به نوشته آقای دیانی را به زودی منتشر خواهم کرد. بنده همچنان ترجیح می­دهم تا انتشار کامل مطلب آقای دیانی، توضیحات خود را منتشر نکنم مگر این که معلوم شود آقای دیانی،‌ دیگر قصد نوشتن ادامه جوابیه را ندارد.

Share and Enjoy

تظاهرات روز ۲۲ بهمن، مصادره‌ناشدنی است

روزنامه ایران / دوشنبه ۲۱ بهمن ۹۲

فردا همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد حضور سراسری مردم کشورمان برای اعلام وفاداری به آرمان‌های انقلاب هستیم. شاید کسانی درباره شرکت کردن یا نکردن در این تظاهرات تردید داشته باشند و نیز درباره سوءاستفاده‌هایی که ممکن است از حضور گسترده مردم بشود، نگران باشند اما ذکر چند نکته در این باره، شاید تردیدها را کم کند و رافع نگرانی باشد.
اول - مسائل ظاهراً مرتبط با یکدیگر را به هنگام تحلیل و شناخت، باید سطح‌بندی کرد. در ایران امروز، برخی از مسائل به «انقلاب اسلامی» مربوط است، برخی به «جمهوری اسلامی» و برخی هم به «دولت»هایی که می‌آیند و می‌روند. مشتبه شدن این سطوح یا یکی دانستن همه این وجوه، نتایج غیرواقعی به همراه دارد. ما با «انقلاب اسلامی»، سخت موافقیم و «جمهوری اسلامی» را به عنوان ثمره این انقلاب، به رسمیت می‌شناسیم و برای رفع نقایص و اصلاح روندهای آن، تلاش می‌کنیم و درباره دولت‌هایی که سر کار هستند، ممکن است موافق یا مخالف باشیم. مسأله تظاهرات ۲۲ بهمن اکنون به عنوان نماد همبستگی مردم با آرمان‌ها و اهداف نخستین انقلاب اسلامی، یک مسأله در سطح انقلاب اسلامی است و نباید با مسائل سطح دوم و سوم مخلوط شود.
دوم - ۲۲ بهمن را باید یک روز تعیین سرنوشت در تاریخ کشورمان تلقی کرد. روزی که کانون تصمیم‌گیری درباره سرنوشت این ملت، به داخل مرزهای ملی انتقال یافت و با کسب استقلال سیاسی، دامنه نفوذ بیگانگان در کشورمان کم شد. این روز در تکرار خود نیز سرنوشت‌ساز شده است و عرصه‌ای برای به صحنه آمدن مردم و اعلام همبستگی مجدد با آرمان‌های اساسی انقلاب محسوب می‌شود. همه دوستان و دشمنان عادت کرده‌اند که منتظر رسیدن این روز بمانند و چگونگی شرکت مردم در تظاهرات آن را بویژه در شهر تهران مشاهده و بر همین اساس، درباره پایگاه مردمی انقلاب، قضاوت و ارزیابی کنند. امسال نیز این وضعیت حاکم است و به صحنه آمدن مردم را دوستان انقلاب انتظار می‌کشند و دشمنان از آن به خشم می‌آیند.
سوم - این را نیز تجربه کرده‌ایم که تظاهرات ۲۲بهمن به عنوان یکی از مظاهر همبستگی ملی، نقش بازدارنده‌ای برای توطئه‌های خارجی دارد. دشمنان این ملت، با بودن مردم در صحنه، طرح هیچ اقدام خصمانه‌ای را در سر نخواهند پرورد. دشمن نباید گمان ببرد که ایران نیز همچون عراق، افغانستان و سوریه است و گروه‌های مخالفی در آن هستند که حاضرند با امریکا کنار بیایند تا جمهوری اسلامی سرنگون شود. همچنین کاخ سفید نباید گمان ببرد که مردم، تماشاچی منازعه امریکا با جمهوری اسلامی خواهند ماند و درباره وضعیت خود بی‌تفاوتی نشان می‌دهند. به صحنه آمدن مردم در ۲۲ بهمن، آسانترین و ارزانترین شکل دفاع از کشور است و البته بسیار پرثمر. در شرایط کنونی که مذاکرات هسته‌ای در جریان است، حمایت از کلیت نظام و سیاست‌هایی که در این مقطع از حیات سیاسی کشور‌ اتخاذ شده، پشتوانه جدی برای دولت و مسئولان است تا بتوانند بهتر از منافع ملی کشور دفاع کنند.
چهارم - افراد و گروه‌هایی گمان می‌کنند شرکت گسترده مردم در تظاهرات ۲۲بهمن به سود نیروهای سیاسی خاص مصادره خواهد شد و دفاع مردم از انقلاب را برخی جریان‌های سیاسی خاص به عنوان تأیید مواضع و عملکردهای خود تفسیر خواهند کرد. این گمان نادرست است. غالب مردم ما برای تأیید عملکرد یک گروه سیاسی و جریان خاص و حتی تأیید عملکرد مسئولان نظام به تظاهرات ۲۲بهمن نمی‌آیند و اگرکسانی با این انگیزه هم بیایند در برابر کسانی که به انگیزه دفاع از کلیت انقلاب و نظام به صحنه می‌آیند، ناچیزند. مسئولان هم می‌دانند که عشق مردم به انقلاب و تلاش برای حفظ دستاوردهای آن و نیز مأیوس کردن دشمن، هدف اصلی مشارکت مردم است نه اعلام رضایت از عملکرد درست و نادرست آنها. بنابراین بی‌هیچ نگرانی از احتمال مصادره شدن تجلی اراده مردم در ۲۲بهمن، باید به صحنه آمد و قدرت‌نمایی کرد.
پنجم - اوج تنگ‌نظری است اگر برخی از جریان‌های سیاسی بخواهند از فرصت حضور مردم در تظاهرات ۲۲ بهمن، برای تصفیه حساب‌های ریز و درشت خود با دیگران بهره بگیرند و به جای متوجه کردن همه فریادهای خود علیه دشمنان و به نفع کلیت انقلاب، بر طبل تفرقه بکوبند و بدون در نظر گرفتن پیام اعتدال مردم در انتخابات ریاست جمهوری امسال، همچنان تندروی و افراط‌کاری را ترویج کنند. این طیف از آقایان باید باور کنند که اتفاق تازه‌ای در انتخابات سال ۹۲ رخ داده و تغییر رفتارهای افراطی، ضروری است. بر این اساس است که معتقدیم گروه‌های سیاسی اعم از اصلاح‌طلب، اصولگرا، ملی – مذهبی و مستقلین و همه و همه باید به مردم اعلام کنند که با عزم دفاع از دستاوردهای اساسی انقلاب، باید به صحنه آمد و اختلافات داخلی را در مقابل دشمن، ناچیز انگاشت که حتماً این امر به سود مردم و منافع ملی ماست.

Share and Enjoy

تقدیر از دوستان و گزارشی از «جراحی قلب باز»ی که انجام شد

در هفته گذشته کاملا غافلگیر شدم. پیشتر مشکلی را در وضعیت قلب خود احساس کرده بودم و به همین دلیل به ساری رفتم تا با راهنمایی یکی از بستگانم که پزشک است، این مشکل را به همراه چند معضل دیگر درمانی، بررسی کنم. در اولین مراجعه به متخصص قلب و بررسی‌های علمی و بالینی صورت گرفته،‌ معلوم شد که وضعیت اضطراری است و انفجاری و در اسرع وقت باید عمل جراحی قلب باز برای به اصطلاح «بای پس» صورت گیرد. زمان زیادی هم برای اندیشیدن و مشورت برای من قائل نشدند ولی سرانجام بعد از سه تا چهار روز مشورت با دوستان و متخصصانو و رعایت برخی مصالح مانند هزینه عمل و هوای سالم شمال، تصمیم نهایی را گرفتم و تسلیم تیغ جراحان قلب در بیمارستان شفای ساری شدم. امروز که دقیقا یک هفته از تاریخ عمل جراحی گذشته، یکی دو روز است که از بیمارستان مرخص شده‌ام و به لطف خدا حالم بد نیست و در منزل یکی از بستگان در ساری تحت نظر پزشکم و دوران نقاهت را می‌گذرانم.

قاعدتا بسیاری از دوستان هنوز اطلاعی از این قصه ندارند و امیدوارم این نوشته باعث نگرانی آنان نشود اما به رسم ادب و احترام باید از بستگان و دوستانی تقدیر و تشکر کنم که این روزها از هر جهت به زحمت افتادند.

قطعا اعضای خانواده (پدر و مادر، همسر و فرزندان، برادران و خواهران و خانواده‌های آنان، بستگان بسیار دلسوز همسرم و …) اولین کسانی هستند که باید از آنان تشکر کنم چرا که هم بار روحی و عاطفی و هم هزینه مالی این عمل جراحی بردوش آنان قرار داشت و دعاهای خالصانه آنان، بزرگترین سرمایه امید برای من بوده است.

همچنین ضروری است از دکتر شروین ضیاءبخش طبری جراح سرشناس و همکاران ایشان در بیمارستان شفای ساری تشکر کنم. ایشان اولین بار جراحی قلب باز را در استان مازندران انجام داده و بخشهای مربوطه را در چند بیمارستان ساری تاسیس کرده و تاکنون صدها عمل جراحی قلب باز موفق را به سرانجام رسانده است. بودن چنین جراحانی در کشور موجب اطمینان و آرامش بیماران و خانواده‌ها می‌شود.

سرانجام باید از خیل عظیم دوستان و عزیزانی تشکر کنم که در اولین فرصت اطلاع از وضعیت بیماری بنده،‌ به اشکال مختلف، اعم از حضوری یا تلفنی یا با پیامک و تماس با اعضای خانواده، ابراز محبت کردند. بنده شرمنده محبت صدها دوست و همکار و آشنایانی هستم که در این چند روز، حالم را پرسیدند و روحیه دادند، پیشنهاد تامین همه یا بخشی از هزینه عمل جراحی را دادند، از کنار قبور ائمه بزرگوار در عتبات عالیات و حرم امام رضا(ع) و حضرت معصومه(ع) برای سلامتی‌ام دعا کردند، به صورت دسته‌جمعی نذر صلوات و دعا داشتند، یاسین خواندند و … و خلاصه به اشکال مختلف، بزرگواری خود را نشان دادند. البته آنان همیشه برایم عزیز و بزرگوار بوده‌اند اما این که آدمی در این وضعیت، احساس بی‌پناهی و تنهایی نکند، نعمتی است که خداوند با اعطای این همه دوستان خیرخواه به من عطا کرده است و از این بابت، شاکرم.

فعلا به مدت سه ماه باید استراحت کنم و قاعدتا این ایام را در شمال و در شهر خودم (بهشهر) خواهم گذراند اما طبعا با بهبود تدریجی وضعیت جسمی و فراهم شدن امکانات، نوشتن در روزنامه ایران و برخی سایتها و انجام مصاحبه از راه دور را آغاز خواهم کرد و حضور در دانشگاه‌ها و محافل دوستان و شرکت در مناظرات و امثالهم باید بماند برای وقتی دیگر که توان جسمی و قلبی بنده تا حدی ترمیم و تقویت شده باشد.

در روزهای بستری بودن در بیمارستان، یادداشتهای پراکنده‌ای به اقتضای وضعیت اطرافم نوشتم که در آینده در سایت «نقد زمانه» منتشر خواهد شد.

خداوند به همه دوستان و عزیزان، خیر و سلامتی عطا کند.

Share and Enjoy

یادداشت‌هایی که به نام «علی اشرفی» نوشتم!

در طی سالهای گذشته به دلایل مختلف، در برخی از مطبوعات از نام مستعار استفاده کرده و مطالب خود را به نام خودم منتشر نکردم. از جمله در سال ۱۳۹۰ در روزنامه «سیاست روز» در ستون «در حاشیه و در متن» هر روزه یادداشت‌هایی از بنده منتشر می‌شد که امضای «علی اشرفی» را داشت. با این نام در سالهای خیلی خیلی قدیم هم در برخی از مطبوعات مقالات و مطالبی از بنده منتشر شده است.

در چند روز گذشته همه آن یادداشت‌ها را جمع‌آوری کرده و در سایت «نقد زمانه» قرار داده‌ام. از آنجا که ترتیب قرار گرفتن مطالب سایت بر اساس تاریخ انتشار است، لذا خوانندگان گرامی و مراجعه کنندگان به سایت قادر به دیدن آن یادداشتها در نگاه اول نیستند و باید به صفحات قبل مراجعه کنند. برای تسهیل دسترسی خوانندگان گرامی به آن یادداشتها، عناوین و لینک آن مطالب را در اینجا قرار می‌دهم تا اگر احتمالا دوستانی قصد دیدن و مطالعه آن را داشته باشند، برای آنان میسر باشد. یادآوری می‌شود که این مطالب عمدتا در آبان و آذر سال ۱۳۹۰ یعنی در زمان حاکمیت دولت احمدی‌نژاد و در آستانه برگزاری انتخابات مجلس نهم در روزنامه «سیاست روز» با امضای «علی اشرفی» منتشر شده‌اند:

Share and Enjoy

در ستایش نقد

روزنامه ایران / سه‌شنبه ۲۴ دی ۹۲

اظهارات رئیس جمهوری در تالار وحدت، نوید فضای فرهنگی بازتری را به هنرمندان و نویسندگان داد و امیدشان را به ایجاد تغییرات مناسب در حوزه تولید فکر و اندیشه و در قالب کتاب و فیلم و موسیقی و … بیشتر کرد. دیروز نیز ایشان در جمع محققان و پژوهشگران، بر ضرورت باز بودن فضای فرهنگی تاکید کردند و از جمله گفتند: «نباید بگذاریم فضای جامعه ما به گونه‌ای باشد که خدای ناکرده فکری، اندیشه‌ای و نقدی زیرزمینی شود. پرسش و نقد از بین نمی‌رود و اگر نگذاشتیم بروز و ظهور پیدا کند به ناچار زیرزمینی می‌شود و این قطعا به نفع جامعه نیست. بگذارید فضا باز شود و آن کس که سوال و نقد دارد آن را مطرح کند، زیرا در سایه برخورد اندیشه‌های مختلف است که می‌توانیم به رشد و تعالی دست یابیم».

دو دسته از سخنان است که ممکن است به ذائقه برخی خوش نیاید و شنیدن آن را کسانی در جایگاه قدرت یا قداست برنتابند: اول انتشار افکار متفاوت و دوم نقد صاحبان قدرت.

در میان متدینان کم‌مایه (افراد به ظاهر مذهبی) و بدون پشتوانه فکری، دائما از بستن فضای فرهنگی سخن گفته می‌شود (عده‌ای از انقباض فضای فرهنگی دفاع می‌کنند) و این همه به نام دفاع از دین و دینداری هم صورت می‌گیرد. آنان هر سخن خلاف اندیشه و تفکر خود را ضدیت با دین معنا می‌کنند و با این برداشت انحرافی و غلط، خواستار بستن همه دهان‌ها و تعطیلی همه نشریات و جلوگیری از تشکیل همه انواع جلسات فکری می‌شوند و دفاع از دین را تنها از این طریق ممکن می‌دانند که سخنان مخالف، به گوش متدینان نرسد و مسلمانان اساسا هیچ سخن متفاوتی را نشوند. در حالی که عالمان پرمایه و زمان‌شناس و متدینان دانشمند، هرگز از طرح اندیشه مخالف نمی‌هراسند و با پاسخگویی به شبهات و مواجهه فکری با اندیشه‌های دیگر، بر غنا و قوت اندیشه دینی خود می‌افزایند.   

Share and Enjoy

امام خمینی، بازرگان و مصدق

یادداشت علی شکوهی در باره یک مناظره دانشجویی / سایت آینده‌آنلاین 

 در سایت آینده‌آنلاین متن مناظره‌ای را خواندم که حاوی اطلاعات زیادی برای دانشجویان بود و در آن دو نماینده دانشجویی (آقایان دیانی و دشتبانی) از دو انجمن اسلامی دانشجویان که تفکرات متفاوتی دارند، با هم به مناظره پرداختند. ابتدا باید اظهار خوشحالی بکنم که باب این گونه مناظره‌ها در دانشگاهها باز شده و بیشتر خوشحالم که خود دانشجویان با یکدیگر سخن می‌گویند و بر دانش خود می‌افزایند و تحمل و رواداری نسبت به یکدیگر را تقویت می‌کنند.

2403

در عین حال چند نکته در این مناظره از سوی جناب آقای دیانی نماینده «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل» مطرح شد که چون حاوی اطلاعات تاریخی نادرستی است، نیازمند توضیح است. در اینجا بر این نکته تاکید می‌کنم که انتقاد ایشان به «انجمن اسلامی دانشجویان» را در باره مقاطعی از فعالیت این انجمن قبول دارم. اینکه در مقاطعی از فعالیت برخی از انجمنهای اسلامی دانشجویان، متاسفانه افرادی بدون اعتقاد به اسلام، عضو انجمن اسلامی و حتی عضو مرکزیت برخی از انجمنها بودند، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اما بیان چند نکته که اشکال تاریخی یا استنادی دارد و تامل بیشتری را می‌طلبد:

Share and Enjoy

مناظره انتخاباتی علی شکوهی و مهدی محمدی در سال ۸۸

اشاره: در گرماگرم فعالیتهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، یک مناظره با عنوان «بررسی تفاوت دیدگاه‌های احمدی‌نژاد و موسوی در مسائل بین‌المللی» برگزار کرد که بنده و مهدی محمدی دبیر سیاسی روزنامه کیهان در آن شرکت کردیم. گزارش اولیه آن مناظره در همان زمان از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد ولی چون در تنظیم اولیه معمولا دقت کم است،‌ تاکنون آن را در «نقد زمانه» منتشر نکردم به این امید که با پیدا کردن نوار آن مناظره، متن کامل را منتشر کنم. این کار میسر نشد و امروز به عنوان یک سند از مباحث خودم، همان متن تنظیم شده از سوی خبرگزاری فارس را در سایت «نقد زمانه» قرار می­دهم. این مناظره در تاریخ ۲۶ اردیبهشت سال ۸۸ در محل دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شده بود.

 005

متن مناظره به روایت خبرگزاری فارس

خبرگزاری فارس: دبیر سیاسی روزنامه کیهان با اشاره به شکستن تعلیق UCF اصفهان، گفت: در آخرین روزهای دولت خاتمی قرار شد این کار انجام شود اما هیچ انگیزه‌ای در این دولت برای شکستن تعلیق مشاهده نشد و اگر تکلیف رهبری نبود دولت خاتمی تعلیق UCF اصفهان را نمی‌شکست.

Share and Enjoy

عقل مشترک در خدمت قضاوت

اشاره: در جریان تهیه لایحه جرم سیاسی برای یکی از سه قوه، مجبور شدم در کنار برخی از دوستان، دست به پژوهشهایی در باره محورهای مختلف مرتبط با این مقوله بزنم. یکی از این موارد اخیرا (۱۹ آذر ۹۲) در صفحه حقوقی روزنامه ایران منتشر شد که در زیر می‌خوانید.

نگاهی تطبیقی به جایگاه هیأت منصفه در کشورهای جهان

ترجمه و تحقیق: علی شکوهی

هیأت منصفه از نهادهای قضایی مدرن محسوب می‌شود که شکل تازه آن، ریشه در تشکیل دولت‌های غربی جدید و بسط تجربه مملکت‌داری آنان دارد. در تعریف هیأت منصفه آمده است: «ژوری هیأتی از مردم عادی است که از طرف مقامات قضایی دعوت می‌شوند که با شرکت در جریان محاکمه و استماع دادرسی با توجه به آنچه شنیده و دیده به قید سوگند بر گناهکاری و بی‌گناهی متهم اظهار عقیده کنند.» بنابراین اعضای هیأت منصفه را افراد عادی جامعه تشکیل می‌دهند نه قضات حرفه‌ای.
در کشور ما وقتی سراغ این نهاد مدنی می‌روند، به‌طور عمد از زاویه سازگاری یا ناسازگاری آن با فقه و حقوق اسلامی و نیز نسبت آن با استقلال قاضی در صدور رأی سخن می‌گویند. این مقولات در جای خود اهمیت دارند و می‌توان درباره آن نظرات موافق یا مخالف داشت اما در کشورهای غربی هم در زمینه نحوه تشکیل هیأت منصفه، رویه یکسان و مشابهی وجود ندارد ولو آن که اصل وجود هیأت منصفه را در آن کشورها پذیرفته باشند. یادآوری این سخن ضروری است که در غالب این کشورها، هیأت منصفه یا «ژوری» برای رسیدگی به همه انواع جرایم موضوعیت دارد و مانند کشور ما صرفاً برای جرایم مطبوعاتی و سیاسی به رسمیت شناخته نشده است.
در این نوشته بر آنیم تا با مراجعه به قوانین برخی کشورها، وضعیت هیأت منصفه را از چند جهت مورد توجه قرار دهیم. واقعیت این است که همه کشورهای دموکراتیک، هیأت منصفه را در نظام قضایی و محاکم خود پیش‌بینی نکرده‌اند. در کشورهایی هم که هیأت منصفه وجود دارد، تفاوت‌هایی در تعداد اعضای هیأت منصفه، نظام تصمیم‌گیری داخلی، رابطه آن‌ها با قضات حرفه‌ای و… وجود دارد که به آن‌ها اشاره خواهد شد.

Share and Enjoy

صفحه 1 از 1412345...10...قبلی »